كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى

758

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )

بزرگ استمداد نمود و به عزم تسخير بطنير عزيمت كرد و از رودونه كه از معظمات انهار هنر است گذشته به قلعهء خالص كوبل « 1 » رسيد و از آن‌جا تا بطنير پنجاه گروه است . هر سه گروه يك فرسخ شرعى . و آن حضرت همان روز نماز پيشين گزارده سوار شد و تمام شب رانده مجموع آن مسافت « 2 » را به يك منزل قطع فرمود و قراولان طرفين به هم رسيده به موجب و إِنَّ جُنْدَنا لَهُمُ الْغالِبُونَ « 3 » فراول دشمن منهزم شد و شيخ درويش الهى دو هندو را فرود آورد و ( همان روز چهارشنبه ) « 4 » بيست و ششم ماه چاشتگاه موكب پادشاه جهانگير به ظاهر بطنير رسيد [ و اين بطنير قلعه‌اى است از مشاهير قلاع هند ، به جانب دست راست از راه دور افتاده و اطراف آن چول است و آب آن از كولى است بر در شهر كه از پشكال پر مىشود و لشكر بيگانه به آن‌جا نرسيده ] « 5 » و بدين سبب اهالى ديبالپور و ديگر مواضع از صدمهء لشكر منصورپناه به آن قلعه آورده بودند . و چون كثرت مردم از حدّ گذشته بود و در شهر نمىگنجيد ، بسيار چهارپا و عرابها با اجناس بسيار در حوالى حصار بازداشته بودند و والى آن را راى دولجين مىخواندند يعنى بهادر . « 6 » بر لشكر كفّار و تيغ بسيار مغرور گشته و متعرّض قوافل تجّار شده مسافران از شرّ او ايمن نبودند . آن حضرت با ده هزار سوار نامدار رسيده هرچه در حوالى حصار بود غارت شد و از هندوان گروه انبوه به قتل آمدند و راى دولجين از روى عجز و اضطراب سيّدى را فرستاد كه آن روز او را امان بخشند تا روز ديگر كمر بندگى بسته به خدمت آيد حضرت صاحب‌قران ملاحظه فرستاده كه از دودمان حضرت رسالت بود فرمود و سپاه

--> ( 1 ) . ظف : خالص كوتلى ( ج 2 ص 55 ) . ( 2 ) . ظف : « آن چول كشنده را به يك منزل . . . » ( ج 2 ص 56 ) . ( 3 ) . سورة الصافات 173 . ( 4 ) . تكميل از ظفرنامه . ( 5 ) . ك ندارد . ( 6 ) . ظف : « راو دولجين » مىگفتند و راو به لغت هند بهادر را گويند .