كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
738
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )
صاحبقران از يورش پنج ساله به مستقرّ دولت و سرير مملكت معاودت نمود و زمستان در حدود تركستان قشلاق فرمود ، راى جهانگشاى عازم آن بود كه رايات همايون به دفع بتپرستان خطاى و ختن حركت نمايد . امّا سابقا به مسامع جلال رسيده بود كه در ممالك هندوستان سلطان فيروز شاه نمانده و اگرچه در بعض بلاد نقش كلمهء توحيد بر درم و دينار نگاشتهاند ، امّا جمعى متغلّب در هر گوشه رايت عناد برافراشتهاند و اطراف ممالك به خبث وجود كفار فجّار ملوث است و نيز اميرزاده پير محمد جهانگير ، كه به موجب فرمان همايون حدود هندوستان داخل مملكت او بود ، با امراى نامدار و لشكر بسيار متوجه ديگر بلاد و ديار شده اوغانيان كوه سليمان را تاخته و از آب سند گذشته و شهر اوجه را گرفته ، پرتو التفات بر تسخير بلدهء مولتان انداخت و حاكم آنجا سارنگ برادر بزرگ ملوكه اين دو برادر از امراى سلطان فيروز شاه نبيرهء او سلطان محمود را به پادشاهى برداشته در ممالك هندستان استيلاى تمام داشتند و ملوبا سلطان محمود در دهلى بود و سارنگ در مولتان و لشكر منصور مولتان را محصور ساخته روزى دو نوبت جنگ مىانداختند . چون اين اخبار به موقف عرض رسيد ، حضرت صاحبقران را داعيهء آن شد كه عرصهء آن بلاد را از لوث وجود كفّار فجّار ناپاك بىباك پاك گرداند . بنابر نيّت غزو و جهاد فرمان داد تا لشكرهاى نامدار و سپاه بىشمار در ظلال رايات ظفر شعار جمع آمدند و در ماه رجب سنهء ثمانمائه كه حساب حروف « فتح قريب » « 1 » از آن خبر مىدهد متوجه جانب هندوستان شد و اميرزاده عمر پسر اميرزاده اميرانشاه گوركان را به حكومت سمرقند مقرّر فرموده از گذر ترمد بر جيحون پل بسته عبور نمود و از ولايت بلخ به كوهستان طخارستان درآمد و از سمنگان و بقلان و عقبهها گذشته به اندراب رسيد .
--> ( 1 ) . « فتح قريب » به حساب جمل برابر است با 800 و خود جزئى است از آيهء وَ أُخْرى تُحِبُّونَها نَصْرٌ مِنَ اللَّهِ وَ فَتْحٌ قَرِيبٌ وَ بَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ ( سورة الصّف 13 ) .