كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
716
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )
قلعهاى كه طاوس به آن پناه برده بود ، در سيومين كمر كوهى رفيع واقع بود چنانچه طاير انديشه را مجال طيران و ساير گمان را امكان سيران در آن مكان نبود . فرمان شد كه به اطراف آن قلعه برآمده كمرهاى ناهموار و ممّرهاى دشوار آن را احتياط نمايند . مكريتيان ، كه در كوه روى چنان چست و چابك بودند كه بر نخجير در آن كار سبقت مىنمودند ، چندانكه در نشيب و فراز آن دويدند عاقبت به عجز و يأس بازگرديدند و آخر الأمر راى مبين آن حضرت و حبل متين دولت راهنمايى كرده فرمود كه نردبانها برهم بسته به جايى مىرسيدند كه اندك محلّ اقامتى بود نردبانها بالا كشيده از آنجا همچنين به محلى ديگر مىرفتند و جمعى بهادران از طرف بالاى قلعه طنابها بر ميان بسته و سر طناب بر قلعهء كوه محكم كرده در برابر قلعه با تيغهاى آبدار فرومىآمدند تا از شيب و بالا بلا به آن قلعه محيط شد و به مقتضاى يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ « 1 » لشكر مؤيّد منصور به پاى سور و قلعهء طاوس رسيدند و هرچند بهادران جلادت آيين به تير و زوبين آن زمرهء بىدين سعادت شهادت مىيافتند ، جمعى ديگر دلاوران نصرت شعار به رغبت تمام به آن كار مىشتافتند « 2 » و لشكر ديندار آن كفار نابكار و فجار خاكسار را در درهء تنگ كوفته همه را به قهر و قسر دستگير و اسير كردند و طاوس و برادرش كوله « 3 » را در ميان كشتگان يافته سرهاشان به درگاه فلك بارگاه آوردند . بيت سر گردنكشان بر خاك پايت * فلك زان افكند كاو خود نيايد
--> ( 1 ) . سورة الفتح 10 . ( 2 ) . حاشيهء نسخهء ك : « حسن عالم سوز او چندانكه عاشق مىكشد * زمرهء ديگر به عشق از غيب سر بر مىكنند . » و مأخوذ است از ظفرنامه ص 547 . ( 3 ) . ظف : كولا .