كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
717
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )
عزيمت جانب بيك فولاد صاحبقران ظفر قرين چون خاطر همايون از مهم طاوس و قلعهء او جمع ساخت ، رايت فتح به جانب الوس بيك فولاد و قلعهء او برافراشت و اتركو كه از امراى الوس جوجى بود پناه به او برده بود و برادر اتركو ملازم درگاه عالمپناه بود . آن حضرت او را به رسالت پيش بيك فولاد فرستاده پيغام داد كه اتركو را به اين جانب فرست و اگر نه الوس تو زير و زبر خواهد شد . بيك فولاد به حصانت جزاير اتيل مغرور گشته فرستاده را با جوابهاى درشت بازگردانيد و قدم اصرار النّار و لا العار نهاده محجوب ناموس شد و گفت تا جان در بدن دارم او را نسپارم و جان و سر و مال در سر ناموس كرد و حضرت صاحبقران را نائرهء غضب اشتعال يافته فرمود كه راه جانب او را كه بيشهاى پردرخت و راهى سخت بود لشكرهاى جوانغار و برانغار به مورچل خود دهره و تبر در آن جنگل نهاده راه راست كردند و سپاه نصرتپناه در آن راه چندان عسل يافتند كه هرچه خواستند برداشتند و حصار بيك فولاد در درهاى بود كه در محكمى از نام او نشان مىداد و او كوششهاى بهادرانه نمود . امّا سعادت مساعدت نفرمود و از اطراف او ميغ تيغ و صاعقهء سنان در لمعان آمد و ايل والوس او در سر تير و دم شمشير هدف و تلف شدند و بسيارى از آن گمرهان به تيغ جهاد هلاك گشتند و گروهى انبوه از الوس و جمعى ديگر كه پناه به او برده بودند در قيد اسار گرفتار آمدند و اتركو از راه اباسه « 1 » روى به كوه البرز نهاده و اميرزادهء اعظم اميرانشاه با لشكر برانغار متعاقب او روان گشته خبر او به آن حضرت فرستاد و آن حضرت بر اثر او عازم البرز شده پيش از وصول موكب همايون ، منقلا اتركو را گرفته به حضرت رسانيدند و در آن نواحى بسيار از گمراهان را كه پناه به مواضع محكم برده بودند به دست آورده برده گرفتند و لشكر منصور غنايم نامحصور يافته حضرت صاحبقران به سعادت و اقبال معاودت نموده در آغرق همايون نزول جلال فرموده و در جلگاى پيشداق ، « 2 » محمد
--> ( 1 ) . نسخ : اماصه - تصحيح از ظفرنامه ( ص 549 ) . ( 2 ) . ظف : باش طاق .