كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
710
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )
صوفى و اودركو « 1 » قصد قنبل دست راست دارند . محاربهء حضرت صاحبقران با تغتمش خان و ظفر يافتن آن حضرت به عون ملك مستعان حضرت صاحبقران با سپاه سطوت پناه همه پردل و شيرافكن و جنگجوى شمشيرزن كه به تير چشم تير مىدوختند و بهسان آتشفشان دماغ كيوان مىسوختند . بيت سپاهى چو زنبور با نيشتر * ز غوغاى زنبور هم بيشتر به رزمگاه آمد و تغتمش خان با لشكرى گران و سپاهى بىكران چون قطرات ابر آذار بىحد و شمار و چون ژاله در نوبهار بسيار صفوف لشكر مرتّب داشته به مصافگاه آمد و از جانبين . نظم چپ و راست آراست از ترگ و تيغ * چو آرايش گلشن از اشك ميغ و نهنگ خدنگ از كمين كمان دهان گشود و اژدهاى كمند زلف پرشكنج نمود و بهادران دشمن كه قصد قنبل دست راست داشتند پيش آمده حضرت صاحبقران جمعى به استقبال ايشان فرستاد و مخالفان از يوسون ضبط لشكر منصور هراسان شده پيش از حمله گريختند و آن حضرت از آن بيست و هفت قشون كه در ظل رايت همايون بودند از هر قشون پنجاه مرد به تكاميشى فرستاد و مخالفان به قول خود رسيده و مدد يافته به يكبار بازگشتند و حمله كرده جمعى را كه به تكامشى
--> ( 1 ) . س : اوتركو - ظف : اتوركو .