كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى

711

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )

رفته بودند بعضى را به قتل آورده و باقى را گريزانيده دليرانه نزديك حضرت صاحب‌قران رسيدند و امير شيخ نور الدين حق ولىنعمت مرعى داشته جان در معرض تلف آورد و از تيغ روى نگردانيده پياده شد « 1 » و دشمنان را به زخم تير جگردوز باز نشاند و اللّه داد كيجكاى او رسيده قشون استوى نيز در قفاى او فرود آمده جنگ در پيوستند و حسين ملك قوچين و امير زيرك جاكوبه مدد رسيدند و محمد آزاد و عليشاه برادر او و توكل باورچى هريك عرابه‌اى از مخالفان آورده پيش آن حضرت بازداشتند و قول لشكر منصور با طبل و علم و گورگه و برغو رسيده سورن انداختند و هرچند لشكر دشمن حمله كردند سپاه منصور را كه فرود آمده تير مىانداختند از جاى نتوانستند جنبانيد و از خون پردلان در آن بيابان جويها روان شد . نظم دل بر اين گنبد گردنده منه كاين دولاب * آسيائى است كه بر خون دليران گردد و اميرزاده محمد سلطان با جمعى دلاوران بر دست چپ دشمنان حمله كرده حمله را پريشان ساخت و به اظهار اين شجاعت ، محبّت حضرت با او يكى در هزار شد و تغتمش خان و شهزادگان دشت قبچاق رو به گريز نهادند . مصرع گريز بهنگام فيروزى است و در اين حال ، امير حاجى سيف الدّين كه در قنبل دست راست بود ياغى بر او حمله كرد و او نيز فرود آمده به نوعى تيرباران كرد كه دشمن را مجال چشم گشادن نماند و گريختگان لشكر ياغى با مخالف موافق شده هر ساعت مدد دشمن زيادت مىگشت و امير سيف الدين در مقام صبر و ثبات كوششى نمود كه زيادت از آن متصور نبود و امير جهانشاه به مدد رسيده و بر خصم چيرهء خيره حمله برده آن دو امير به تيغ و تير و حسن راى و تدبير دشمنان را متفرق گردانيدند و اميرزاده رستم

--> ( 1 ) . ظف : « و پنجاه كس با وى فرود آمدند . » ص 533 .