كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
700
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )
اشكباريها نمودند . آخر الأمر دلها از آن فارغ ساخته به كارهاى ديگر پرداختند . چشم از گريه و لب از فرياد خاموش شد و آن سرو جويبار جوانى چنانكه دانى فراموش گشت . حضرت صاحبقران تيمور خواجه را به مدد اميرزاده محمد درويش برلاس به محاصرهء قلعهء النجق فرستاده متوجه حصار آيدين شد و اهالى آنجا مال قبول كرده پيشكشهاى لايق به عرض رسانيدند و خانه كوچ بر سر كوه آمده به فرياد و زارى امان طلبيدند . آن حضرت كرم فرموده ايشان را بخشيد و از آنجا بازگشته شب در ميان به اوچ كليسيا آمد و در اين اثنا ، حاكم ارزنجان ، از سرحد روم ، امير طهرتن با ترتيب و تجمّل تمام رسيده و پيشكشهاى مناسب كشيده آن حضرت مقدم او را گرامى داشت و به خلعتهاى پادشاهانه اختصاص فرمود و اميرزاده محمد سلطان را به جانب قلعهء اونيك فرستاده خود نيز متوجه گشت . ذكر عزيمت حضرت صاحبقران به جانب قلعهء اونيك و تسخير آن قلعهء اونيك در ميان مملكت واقع شده و تراكمه به واسطهء محكمى آن را پناه ساخته حاكم آنجا مصر پسر امير قرا محمد « 1 » به درگاه عالمپناه نيامد . حضرت صاحبقران پيش از اميرزاده محمد سلطان هيژدهم شعبان به آنجا رسيد و فى الحال جنگ انداخته دشمنان به بالاى كوه كه به غايت بلند [ به دو ] « 2 » و راههاى دشوار و استحكام بسيار [ داشت ] « 3 » گريختند و لشكر منصور حصار بيرون را با زمين برابر ساخته و پيش قلعه كوه صفها كشيده ايستادند . مصر پسر خود و جمعى را با پيشكشها فرستاده عرضه داشت كه بندهء مطيعم و حدّ مقاومت ندارم . امّا سايهء امير بزرگ است . اگر اين نوبت مرا امان بخشد از سر امن و اختيار به بندگى آيم . آن حضرت
--> ( 1 ) . نسخ : قرا احمد . ( 2 ) . ك ، س ندارد . ( 3 ) . ك ، س : دارد .