كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى

688

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )

پير على و جهانگير و باقى سرداران آن ولايات شرف بساط بوس يافته به صنوف انعام و فنون اكرام مخصوص گشتند و به موضع اربيل رسيده والى آن‌جا شيخ على خدمات پسنديده به جاى آورد و رايات همايون سايهء دولت بر بلدهء موصل انداخت . و حضرت صاحب‌قران به زيارت [ مزارات ؟ ] مقدسهء « 1 » يونس و جرجيس على نبينا و عليهما السلام فرموده استمداد همت نمود و در هر مزار ده هزار دينار كپكى جهت عمارت داده صلات و صدقات به فقرا و مجاوران و درويشان رسانيد و شاهزادهء اعظم اميرانشاه كه به تسخير ولايات اطراف رفته بود همه را در مقام اطاعت آورده در اين موضع رسيد و يار على والى موصل طوى و پيشكش كرده مىگفت . مصرع حديث سليمان شنيدى و مور آن حضرت او را قجرجى ساخته عازم جانب ماردين شد . ذكر توجه حضرت صاحب‌قران به جانب ماردين سابقا والى ماردين سلطان عيسى در مقام اخلاص و عبوديت مىبود و حضرت صاحب‌قران اواخر ماه صفر او را مطيع دانسته و از ماردين گذشته به رأس العين نزول فرمود و لشكر بر انغار ولايت حسن « 2 » و قراقويلغ را غارت كردند و سپاه جوانغار [ الوس در جوبين را تاختند ] « 3 » و اسب و استر بسيار و گوسفند بىشمار گرفتند و از آن‌جا به ولايت رقّه كه روحا نيز گويند آمدند . والى آن‌جا كوزل نام با جمعى رعايا پناه به كوه سخت برده و فوجى بهادران در عقب رفته بسيارى به دست آوردند و آن حضرت چند روز در ظاهر آن شهر به عيش و عشرت گذرانيده ذوق لب ساقى پياله را آب در دهان مىگردانيد و جان به لب آورده به كام دل نمىرسانيد . صداى نغمات موزون مزهر زهره را بر چرخ مىنواخت و نواى عود و قانون مشترى را

--> ( 1 ) . ظف : « به قدم نياز به احراز ميامن زيارت انبيا يونس و جرجيس . » ص 470 . ( 2 ) . تصحيح از ظفرنامه - نسخ : ولايت حسن . ( 3 ) . ظف : « مواضع و مزارع آن نواحى را به تاراج دادند . »