كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى

689

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )

بىهوش مىساخت و طويهاى پادشاهانه فرموده امرا و لشكريان را عنايت و رعايت نمود . و گويند رقّه از بلاد شام و بناهاى نمرود است و قصهء در آتش انداختن ابراهيم خليل عليه السلام و پيدا شدن چشمهء آب در ميان آتش آن‌جا بوده و در آن مقام جنيد تركمان شرف بساط بوس يافته خدمات شايسته نمود و به جهت ولايت خود امان طلبيده ملتمس او مبذول آمد و سلطان حسن كيفا « 1 » هم در آن موضع عتبه بوسيده روى عجز بر آستان عبوديت نهاد و به عنايت بىدريغ مخصوص شد و حضرت صاحب‌قران به جانب آغرق بازگشته آقايان و خواتين به استقبال آمدند « 2 » و آن حضرت را داعيهء تسخير شام و مصر بود . ذكر ايلچى كه در سال گذشته به جانب مصر و شام رفته بود در سال گذشته ، يعنى سنهء خمس و تسعين و سبعمائه ، حضرت صاحب‌قران شيخ ساوه‌اى را كه فرزانهء عصر بود ، با بيلاكات شاهانه به جانب والى شام و مصر ، الملك الظاهر برقوق « 3 » به رسم رسالت فرستاده بود و پيغام داده كه پيش از اين پادشاهان كه از نسل چنگيز خان بودند با ملوك آن ممالك نزاع داشتند و به آن سبب زحمت به اهالى شام و آن حوالى مىرسيد و در آخر به مصالحت انجاميد و چون پادشاه سعيد ابو سعيد به جوار رحمت حق پيوست و از نسل چنگيز خان پادشاه نافذ فرمان نماند ملوك طوايف پديد آمدند . اين زمان چون سابقهء عنايت مالك الملك عزّ شانه تمام ممالك ايران با عراق عرب كه در جوار آن ملك واقع است مسخّر فرمان ما گردانيد ، نيك‌خواهى خلايق اقتضاى آن مىكند كه حق

--> ( 1 ) . ظف : حصن كيف . ( 2 ) . ظف : « و مهد اعلى جلبان ملك آغا و دلشاد آغا كه مدت سى و پنج روز بود كه از حضرت صاحب‌قرانى جدا مانده در آغرق بودند از پيش رانده بر بالاى پشته‌اى به دولت تلاقى فايز گشتند . » ج 1 ص 472 ( 3 ) . يعنى الملك الظاهر سيف الدين برقوق نخستين كس از مماليك برجى مصر كه بار اول از 784 تا 791 و بار دوم از 792 تا 801 هجرى بر مصر فرمان‌روا بود .