كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
687
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )
ترخان در صحرا و بيابان احشام و صحرانشينان را منقاد ساخته هركه ايل شد نواخته و هركه ياغى گشت از بنياد برانداختند و فرمان همايون شرف نفاذ يافت كه اميرزادهء جوانبخت اميرانشاه گوركان كه پيش از اين به جانب حلّه رفته بود ، به طرف بصره رود و متمرّدان آن نواحى را پايمال عنا ساخته به دست تسلط و اقتدار گوشمال دهد . و امرا محمد درويش و شيخ على يرغو « 1 » و اسمعيل برلاس هريك به طرفى رفته و بصره و واسط را ضبط نموده هركه سر بر آستان انقياد ننهاد از پا درآمد و اميرزادهء جوانبخت اميرانشاه گوركان حكومت بصره را رجوع به ملوك سبزوارى فرمود و جمعى اعراب باديه كه مانع عبور و مرور قافلهء حجاز شده قطع طريق مىكردند به قتل آورده غارت يافتند و اصول و كلانتران ايشان باج و خراج قبول كردند و مجموع شاهزادگان و امرا با لشكر معمور و غنايم نامحصور و برآمدن عظايم امور معاودت نموده در موضع حربى به آستان بوس رسيدند . و چون مملكت بغداد مسخّر شد و امير عثمان عباس كه در بغداد مانده بود به اردوى همايون ملحق شد . حضرت صاحبقران حكومت بغداد را به خواجه مسعود سبزوارى تفويض فرمود و آن بزرگ نيك محضر و خير نيكخواه بقاياى رعايا را در كنف رعايت گرفته جراحات نكبات ايشان را به مرهم مرحمت مداوا نمود . و در آن ايّام در بغداد قحط و غلا درجهء عليا داشت و عزيزان از بىقوتى ذليل گشته بودند . خواجه مسعود عاقبت محمود در اكرام علما و اطعام فقرا آنچه مقدور بود به جاى آورد و حضرت صاحبقران آوازهء مراجعت انداخت و مخالفان را از رعايت حزم غافل ساخت و از هر ده نفر دو نفر اختيار كرده امير عثمان عباس و امير غياث الدين ترخان را بر سر آغرقها گذاشته به طرف آب بالا روان شد و به قلعهء كركوك رسيده و اهالى آنجا ايل شده آن قلعه را به سارق على اويرات سيورغال داده امير على سرخ « 2 » و
--> ( 1 ) . ف : سرغو - س : مرغو - تصحيح از ظفرنامه . ( 2 ) . ظفرنامه : قزل مير على اويرات ص 469 .