كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى

668

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )

و امرا و اركان دولت زبان تهنيت گشاده مىگفتند : بيت شكر ايزد را كه از يمن ظفر شد كامران * بر سپاه و خيل اعدا حضرت صاحب‌قران و عازم دار الملك شيراز شده به دروازهء سلم نزول فرمود و ديگر دروازه‌ها به گچ و آجر برآوردند و از كلويان محلّات مچلكا گرفتند كه اسب و استر و شتر پنهان ندارند و خزاين و دفاين و اموال آل مظفر را گرفته به عرض رسانيدند و حضرت صاحب‌قران مجموع را بر امرا و لشكريان قسمت فرمود و اميرزاده محمد سلطان به موجب فرمان كامكار و كامران به جانب اصفهان عزيمت نمود و دبير روشن‌ضمير فتح‌نامه‌ها تحرير نموده به سمرقند و ساير ممالك روان داشتند و مال امان رقم زده به اندك زمانى به حصول پيوست و اميرزاده عمر شيخ در قفا مانده بود به ولايت كازرون رسيده و مفسدان لر و شول و كرد را غارتيده در حيّز ضبط مىآورد و آن حضرت به استحضار او فرمان داد و او حاضر شده راى رزين و عقل دوربين حضرت صاحب‌قران مملكت فارس را كه واسطهء عقد ممالك و پيش محاسب خرد در شمار امصار و بلاد به منزلهء مجموعهء فذلك است نامزد فرزند ارجمند اميرزاده عمر شيخ فرمود و او امتثال امر نموده حضرت صاحب‌قران را طويهاى بزرگ داد و دقايق تكلّفات مرعى داشت و ضبط امور مملكت فرموده در دفع ظلمه و رفع قواعد ناپسنديده غايت سعى به ظهور آورد و چون اولاد امير محمد مظفر در آن ممالك تسلّط يافته بودند و هريك در شهرى بل قصبه‌اى سكّه و خطبه به نام خود كرده و اقارب چون عقارب نيش زهر آب داده و به قهر درهم افتاده قصد خون و عرض و مال يكديگر مىكردند و هركه از ايشان بر يكى از خويشان دست مىيافت اگر خونش مىبخشيد البته ميل مىكشيد و پسر با پدر و پدر با پسر اين شيوه مىورزيد و بدين سبب انواع خرابى به حال رعايا راه مىيافت ، در اين ولا كه شاه منصور كشته