كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى

657

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )

گذاشته عزيمت نمود و يادگار شاه بازآمده ستلمش پناه به قلعه برد و چند روز جنگ بود ناگاه آوازهء فتح مازندران و عزيمت حضرت صاحب‌قران به جانب عراق و آذربايجان رسيده تركمانان به آلاطاق و يادگار شاه به مراغه رفت و شيخ محمد از نوكران اميرزادهء عالميان اميرانشاه گوركان به داروغگى آمده رعايا از ظلم خلاص يافتند . « 1 » وقايع سنهء خمس و تسعين و سبعمائه ذكر توجه حضرت صاحب‌قران به صوب فارس و عراق نوبت ثانى حضرت صاحب‌قران ، بعد از فتح قلعهء ماهانه سر ، به شاسمان آمده در سرايى كه همت عالى ساخته بود قشلاق فرمود و داروغگى سارى را به جمشيد قارن كه از قاين قهستان بود تفويض نمود و اسكندر شيخى را ، كه پدر او را سادات آن‌جا به غدر كشته بودند و آمل را گرفته و او گريخته مدتى به ملازمت موكب همايون مشرّف بود ، آمل ارزانى داشت . نظم چو خدمت را و قربت راست تأثير * سرا در كوى صاحب دولتان گير و ايلچيان با بيلاكات مازندران به سمرقند فرستاده و خواتين و فرزندان را طلب داشته بود و ايشان به موجب فرموده با آن‌كه قرّة العين جهان و چشم و چراغ دودمان اميرزاده شاهرخ درد چشم داشت « 2 » سرعت نموده در ولايت يازر ، به موضع جلاون ، رسيدند و آن حضرت از فرط اشتياق اقبال‌وار استقبال نموده در آن منزل

--> ( 1 ) . حاشيهء نسخهء ك ، س : « درين سال حكام آذربايجان بر سان كودكان مير و وزير مىباختند . امّا رعايا لت مىخوردند . » ( 2 ) . س ، ك : شاهرخ را درد چشم بود .