كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى

649

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )

سمرقند نزول جلال فرمود و فرمان قضا جريان نفاذ يافت كه در مرغزار كان گل طوى خانه‌هاى بزرگ برافراشته جهت ازدواج نبيرگان بزرگوار كه درارى سپهر كامكارى و در ربحر شهريارى بودند طويهاى پادشاهانه ترتيب نمودند و دو دختر امير غياث الدين ترخان را براى اميرزاده پير محمد بن اميرزاده عمر شيخ و اميرزاده رستم بن عمر شيخ و دختر امير حاجى سيف الدين را جهت اميرزاده ابا بكر بن اميرزاده اميرانشاه گوركان آورده براى هريك اردوى على حدة زدند و خلايق را صلاى عيش و عشرت داده محكمهء يارغو و ياساق در توقّف افتاد تائبان صد ساله با طفلان ده ساله برابرى كرده خرقهء تقوى و سجادهء دعوى به شراب ناب غسل داده رهن مطرب و قوّال كردند . نظم ز بس عيش و نشاط و شادمانى * جهان را تازه شد از سر جوانى و حضرت صاحب‌قران شاهزادگان را كدخدا ساخته به عزم يورش پنج ساله رايت همايون برافراخت . وقايع سنهء اربع و تسعين و سبعمائه داستان يورش پنج ساله و احوال ممالك ايران و توران « 1 » به مقتضاى علوّ الهمّة من الأيمان ، حضرت صاحب‌قران مىخواست كه به مصاعد عالى ارتقا فرمايد و گوى جهان در خم چوگان مراد آورده بريكران خوش خرام در ميدان آن جولان نمايد و نعل سمندباد رفتارش و خم كمند تا بدارش حلقهء گوش قيصر و طوق گردن خاقان باشد و غبار كوكبهء عليا و خاك درگاه معلى سرمهء چشم كسرى و توتياى ديدهء فعفور گردد . رايت دولت بر كنگرهء ايوان فتح نشان

--> ( 1 ) . حاشيهء نسخهء ف : « درين سال اعنى سنه 794 روز عيد فطر ، شيخ صدر الدين موسى بن شيخ صفى الدين اسحق اردبيلى قدس اللّه سرهما در اردبيل وفات يافت و در آن روز عمر شريفش نود و پنج سال بود . »