كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى

645

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )

وخامت عاقبت و شآمت خاتمت غرور و پندار طغراى شقاوت بر منشور ادبار ايشان كشيد . نظم شرانگيز هم در سر شر شود * چو كژدم كه با خانه كمتر شود چون حضرت مفتّح الأبواب تعالى سلطانه در روز استفتاح چنين فتحى كه فهرست فتوحات كاينات و ديباچهء محاربات واقعات مىتواند بود كرامت فرمود ، حضرت صاحب‌قران بر تيسير اين فتح بزرگ شكر و ثناى حضرت مالك الملك به جاى آورد و از ده نفر هفت نفر فرمود كه به تكامشى در قفاى گريختگان روند و بهادران نامدار با تيغهاى آبدار چون برق جهنده و قضاى رسنده در پى آن روز برگشتگان روان شدند و دشمنان را از پيش رود آتل عميق از سر مىگذشت و از پس آب شمشير قاتل به گردن مىرسيد . در ميان دو سيلاب آب زندگانى ايشان بر خاك هلاك ريخته شعلهء حياتشان به باد فنا فرونشست و الجا و غنيمت فراوان به دست سپاه ظفرنشان افتاد و تمام شاهزادگان و امرا و نوينيان زبان استبشار به تهنيت آن فتح نامدار گشادند و آن حضرت به عواطف و مراحم پادشاهانه همه را نواخته انواع انعام و اصناف اكرام ارزانى داشت و از شاهزادگان و امراى الوس جوجى كونچه اغلان و تيمور قتلغ اغلان و ايدكو بهادر كه دشمنان قديم تغتمش خان بودند پناه به آن حضرت آورده به انواع تربيت اختصاص داشتند . در اين وقت ، زانو زده به عرض رسانيدند كه اگر عنايت باشد به خانه‌هاى خود رفته و يراق كرده به حضرت آييم . حضرت صاحب‌قران ملتمس ايشان مبذول داشته فرمود كه يرليغها نوشتند كه كسى متعرض ايلهاى ايشان نشود و ايشان به خانه‌هاى خود رسيده و عهد قديم فراموش كرده بىوفايى نمودند . نظم زاعدا نجويد وفا هوشمند * كه ريحان نرويد ز تخم سپند