كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
602
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )
را مجال دخول و خروج محال مىنمود و ياغى تا سر پل دو بوسه آمده آن ولايت را غارت و تاراج مثل ممالك عراق و فارس مىكردند . القّصه لشكر تغتمش خان نخشب و قرشى را سوخته عازم بخارا شدند و امير طغاى بوقاى برلاس به اتفاق اعيان بخارا شهر را محكم ساخته به زخم تير و سنگ ياغى را نگذاشتند كه نزديك شهر آيند و چون اين وقايع در فارس معروض حضرت صاحبقران آمد ، مهمّات آن ممالك چنانچه مشروح گشت سرانجام نموده معاودت فرمود . ذكر معاودت سلطان آفاق از ممالك فارس و عراق به سبب هجوم لشكر تغماق حضرت صاحبقران از فارس و عراق به جانب ماوراء النّهر معاودت فرموده در رى به آغروق همايون رسيده شاهزادهء جهانيان ، اميرانشاه گوركان و امير حاجى سيف الدين را به خراسان فرستاد تا لشكر بيرون كنند و به همين مهم امير محمد سلطانشاه را از راه يزد روان كرد و ممالك عراق قم و همدان و كاشان و قزوين را به پير احمد ساوهاى داد و مملكت رى را به موسى پسر حسين جوكار رجوع نمود و اسكندر شيخى را با او گذاشت و ملوك رستمدار و گيلانات را اجازت مراجعت ارزانى داشت و در فيروزكوه ، خوار رى و توابع آن را به اسكندر شيخى عنايت فرمود و امير عزّ الدين پسر سيّد عماد الدّين را كه در اين يورش نيكو ملازمت كرده بود سمنان و هزار جريب مسلّم شد و دامغان را به امير جمشيد قارن كه از قهستان خراسان بود رقم زد و استراباد را به پير پادشاه پسر لقمان بن طغا تيمور خان ارزانى داشت و همه را تأكيد فرمود و مبالغه نمود كه با رعايا عدل ورزيد و راهها از دزدان پاك كنيد و حضرت صاحبقران به تعجيل به خراسان درآمد و به متابعت نصرت بالرّعب مسيرة شهر از آوازهء آن حضرت ياغى از ماوراء النّهر گريخت و آن حضرت به سعادت و اقبال در دار السّلطنهء سمرقند نزول اجلال فرمود و امرا را جمع فرموده وقايع