كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
597
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )
ذكر عزم سلطان گردون اساس به فتح و تسخير دار الملك فارس سلطان صاحبقران ، بعد از فراغ از واقعهء « 1 » اصفهان به عزم تسخير دار الملك شيراز در اهتزاز آمد و بازرايت هماى سيما جناح نجاح بازكرده به بال اقبال در پرواز آمد و به رسم منغلاى امير ايكو تيمور با جمعى امرا و دلاوران روان شد و از آن طرف ، سلطان زين العابدين چون واقعهء اصفهان شنيد متحيروار متوجه ششتر گرديد و به پسر عم خود شاه منصور - اگرچه پيشتر ميان ايشان صفايى نبود - درين واقعهء صعب اعتماد كرده التجا نمود « 2 » به خيال آنكه به گذشته التفات ننمايد و به طريقهء مروّت مساعدت فرمايد و ندانست كه جوهر ناپاك در بوتهء وقايع پاك نشود و لئيم به تجربهء روزگار مهذّب نگردد . القّصه چون زين العابدين به ششتر رسيد ، منصور مردم او را فريب داده به جانب خود كشيد و ابناى روزگار كه مزاج ايشان بر بىوفايى مجبول است خاك بىآزرمى در روى وفا پاشيده به طرف شاه منصور رفتند و او جمعى فرستاده و زين العابدين را گرفته در قلعهء [ كليكر و ششتر ] « 3 » حبس نمود . و حضرت صاحبقران بىمانعى و منازعى به صد اعزاز در دار الملك شيراز نزول اجلال فرمود . « 4 » اكابر و اشراف و كلويان و اصناف مراسم نثار و پيشكش
--> ( 1 ) . ظفرنامه : « و اين واقعه در روز دوشنبه ششم ذى قعدهء سال مذكور اتفاق افتاد . » ج 1 ص 314 ( 2 ) . در تاريخ محمود كتبى مقصد سلطان زين العابدين بغداد ذكر شده : « سلطان زين العابدين با تمام امرا و لشكريان شيراز را گذاشتند و به طرف بغداد رفتند . » ص 113 ( 3 ) . س ، ك ندارد . - ظفرنامه : [ سلاسل به اغلال و سلاسل ] - در ظفرنامه نام اين قلعه كوتكرد ذكر شده در « چهار فرسخى تستر . » ص 424 ( 4 ) . تاريخ كتبى : « سلطان زين العابدين با امرا و عساكر و خزاين از شيراز متوجه بغداد شد . چون به حوالى شوشتر رسيد شاه منصور استقبال كرد و ايشان را بدان طرف آب برد . . . و دختر شاه شجاع كه حرم شاه منصور بود و با پسرش سلطان غضنفر به ديدن برادر آمد و لشكريان جهت معامله اندكاندك به شهر آمدوشد مىكردند تا شاه منصور جهت مهمانى ترتيبى مرتب داشت و سلطان زين العابدين و امرا را به شهر برد . چون به شهر رفتند غدر كردند و سلطان را با تمام امرا بگرفت و مقيد ساخت و لشكر را به خود دعوت كرد . » ( ص 115 ) .