كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
598
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )
به جاى آوردند و سلطان عماد الدين احمد از كرمان امير اختيار الدين حسن را كه اعقل صناديد جهان بود به خدمت حضرت صاحبقران فرستاد و خود عازم سيرجان شد به خيال آنكه اگر لشكر توجه نمايد او به قلعه درآيد . بعد از استكشاف احوال خيال سلطان احمد معلوم شد . « 1 » حضرت صاحبقران فرمود كه ده هزار سوار و امير اختيار الدين حسن به رسم ايلغار متوجه محاصرهء كرمان و سيرجان شوند . سلطان عماد الدين احمد واقف شده به اردوى همايون آمد و به تقبيل انامل فيّاض مفتخر و سرافراز شد و همچنين شاه يحيى و اكثر شاهزادگان مظفريّه بر درگاه سلطنت پناه جمع آمدند و مقارن اين حال . مصرع بار دگر هلال محرّم نمود روى و در اين اثنا ، از طرف ماوراء النّهر جبر « 2 » ايلچى به هفده روز رسيد كه تغتمش خان دخان آتش طغيان به آسمان رسانيد . حضرت صاحبقران حكومت شيراز را به شاه نصرة الدّين يحيى تفويض فرمود و كرمان را به سلطان عماد الدّين احمد عنايت نمود به قرار سيصد تومان كه به خزانه رساند و حكومت سيرجان را به سلطان ابو اسحق نبيرهء شاه شجاع گذاشت و عوض سيرجان گرمسيرات شيراز را به نام سلطان احمد مقرر داشت و عزيمت مراجعت ماوراء النهر فرمود و فرمان شد كه جناب افادت مآب سيادت انتساب فضايل اكتساب ، افضل المحقّقين و اكمل المدقّقين ، عمدة العلماء الرّاسخين و قدوة الفضلاء المتبحّرين ، امير سيّد شريف الدّين على الجرجانى ، قدّس سرّه به ، دار السلطنهء سمرقند تشريف فرمايد .
--> ( 1 ) . تاريخ محمود كتبى : « سلطان احمد از كرمان بيرون نشست و متوجه اردوى اعظم گشت و امير اختيار الدين حسن را پيشتر به درگاه عالم پناه فرستاد . . . امير حسن آغا چون عنايت و عاطفت حضرت اعلى مشاهده كرد سلطان احمد را از آن اعلام داد به تعجيل در رسيدن به اردو مبالغه نمود . » ص 114 ( 2 ) . ظفرنامه : « چير » ج 1 ص 317 . آيا همان كلمهء چپر - چاپار نيست ؟ - در نسخهء س اين كلمه نيست .