كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
587
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )
محاصرهء ساروقرقان و دو قشون قچرچى راه تبريز شوند و پنج قشون عازم اردبيل گردند و باقى ملازم آقا در اردوى همايون باشند و آن حضرت به دولت و سعادت بر تخت سلطنت ابو سعيدى در بلدهء فرخندهء تبريز نزول اجلال فرمود و بعد از چند روز ميل استحمام نمود و به حمام درآمده چون بيرون آمد نواب عادل آقا ، علاء الدين گوش بريده و شيخ على ملكزاد ، يراق سنگين به رسم پيشكش به عرض رسانيدند . آن حضرت التفات ننموده فرمود كه هردو را بند كردند « 1 » و در اين اثنا خواجه يحيى سمنانى و خواجه شيخ تفتازانى كه وزراى سلطان احمد بودند به خدمت مشّرف شدند . آن حضرت هردو بزرگ را تربيت فرموده خواجه يحيى را منصب وزارت عنايت فرمود و خواجه شيخ را به اميرزادهء جوانبخت اميرانشاه گوركان داد و چون خواجه شيخ در آذربايجان صاحب وقوف بود به اتفاق امير محمد سلطانشاه ضبط مال نمود و آن حضرت در شنب غازان نزول فرمود . در اين اثنا ، از طرف سلطانيه خبر آمد كه مردم گيلان در قزوين خرابى مىكنند . آن حضرت عادل آقا را طلب داشته فرمود كه مردم ما را از تردّد خراسان چاره نيست و ايكو تيمور را فرمودهايم كه ضبط راه گيلان نمايد . بايد كه به عيسى و اقجكى و ايمن قيا كه در سلطانيهاند مكتوب نويسى كه ملازم ايكو تيمور باشند و امير دولتشاه جيباجى همراه او رفته و مكتوب گرفته به امير ايكو تيمور رسانيد و چهارشنبه بيست و هفتم شعبان عادل آقا را گرفته آقروق او را غارت كردند « 2 » و بعضى از مردم او در تبريز پنهان شدند .
--> ( 1 ) . ذيل جامع : « و استفسار اموال مملكت از ايشان كردند ، بيشتر به خرج رفته بود و چيزى نمانده بود . از آن سبب خاطر بندگى حضرت اعلى از اميرزاده عادل كوفته گشت و ديگر به صلاح نيامد . » ( 2 ) . ايضا : « و بعد از سه روز او را به قتل آوردند . » ص 242 . ظفرنامه : « و فرمان لازم الأتباع به قتل سارق عادل نفاذ يافت و او را در زير ديوارى كرده بنه و ارختهاش را غارت كردند . » ج 1 ص 290