كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
583
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )
همّت او رخصت نمىداد ، شاء ام ابا ، كسى به اعلام پيش اتابك فرستاد . اتابك چون تربيت يافتهء پدرش بود حقوق سوابق ملاحظه نمود . مقدم او را گرامى داشته فوزى عظيم شمرد و سلطان بايزيد پيش او بود تا آن زمان كه به كرمان رفت . وقايع سنهء ثمان و ثمانين و سبعمائه ذكر لشكر كشيدن حضرت صاحبقران به جانب عراق و آذربايجان در سال گذشته نوشته شد كه عادل آقا به واسطهء خبر فوت سلطان احمد طمع تسخير ممالك كرد و امير عيسى را به حكومت قزوين فرستاد . چون خبر وفات او دروغ بود ، امير عيسى عازم خراسان شد و به عزّ بساط بوس اميرزاده اميرانشاه گوركان رسيد و امرا خبر او را پيش حضرت صاحبقران فرستادند . حكم همايون نفاذ يافت كه امراى خراسان به جانب عراق رفته مدد عادل آقا و محمد سلطانشاه باشند . امرا به حدود رى رسيده ، « 1 » عادل آقا به استظهار بر مخالفان مظّفر گشت و سردار ايشان حاجى سلطان را به قتل آورد چنانكه شرح آن گذشت و امرا كه در رى بودند به عزم تسخير تبريز متوجه شدند و آقا به همدان رفته خواجه مسافر كافى را كه تربيت يافتهء آقا بود و عصيان مىورزيد اجتماع او را از هم بگسلانيد و امرا كه در رى بودند عازم سلطانيه شدند و آقا جمعى امرا ، چون [ قرا بسطام و لطف اللّه و امير جاگير و بسطام پسر او ] « 2 » كه چندگاه بر درگاه حضرت شاهرخى بعد از فتح آذربايجان در سنهء [ « 3 » ] بود ، به طرف ميانه روان گردانيد و از قبل سلطان احمد ، اوزون شمس الدين كه حاكم تبريز بود دفع مخالفان از ميانه واجب دانست . شيخ حسين قبچاقى را با دو هزار سوار به رسم شبيخون بر سر ايشان فرستاد . آقا از همدان بازگشته امراى
--> ( 1 ) . ذيل جامع : « امرا چون به حدود شهريار رى رسيدند خبر محاصرهء قلعه بشنيدند . هم در آنجا متوقّف شدند . احيانا خبر ايشان به قلعه مىرسيد و موجب انتظار امير عادل و مردم قلعه مىشد . » ص 238 ( 2 ) . ف ، ك - ذيل جامع التواريخ : « قرا بسطام و امير لطف اللّه و بسطام و پسر او خواجه يوسف . . . . » ( 3 ) . در نسخ سفيد مانده .