كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
578
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )
رود . بلوك اقطاع كه از توابع كرمان بود به امير جلال الدين سيور غتمش كه مولد و منشاء او بود تفويض فرمود و چون دولتشاه پسرش « 1 » و منصور برادرش ملازم سلطان بودند و قلعهء سليمانى و قلعهء سموران در تصرّف كوتوالان ايشان بود ، امرا صلاح ديدند كه امير سيور غتمش متوجه بلوك اقطاع كه اقطاع اوست شود . چون غلبهاى مىبايست كه معارضه با كرمان كند ، امير فخر الدّين عبد الكريم مقرّر شد كه اول متوجه بلوك شبانكاره كه خاصهء او بود شود و دفع مفسدان كرده قلاع به دست آورد و بعد از آن متوجه كرمان شوند . هردو امير ولايت شبانكاره را ضبط كرده به بلوك اقطاع رسيدند و تمام امرا و سرخيلان و اصول احشام آنجا انقياد نمودند . امّا امير محمد جرمايى به كرمان رفت . امير سيور غتمش با غلبهء فراوان عازم استخلاص كرمان شد . سلطان احمد را هنوز قوّت آن نبود كه شر افغانيّه را از سر قدرت دفع كند . از در مصالحه درآمده ميل پيوند و خويشى كرد . مفيد نيامد . امير سيور غتمش مىخواست كه سكّه و خطبه به نام زين العابدين كند و جهت امرا كه به استخلاص آمدهاند ترتيب مناسب فرستد . عاقبت سخن به جايى نرسيد و امير سيور غتمش بازگرديد . سال ديگر سلطان عماد الدّين احمد را شوكتى تمام حاصل آمد و به تحريك امير محمد جرمايى و جمعى كه مخالف امير سيور غتمش بودند قصد محاربهء او كرد . امير سيور غتمش خبر يافته امير عبد الكريم در شبانكاره مريض بود . از سلطان زين العابدين استمداد نمود و سلطان جهت خاطر عمّ التفات نكرده فرمود كه پهلوان زين الدّين شهر بابكى « 2 » و برادرش به امير پيوندند . سلطان عماد الدّين احمد عازم جيرفت شد و امراى افغان « 3 » و احشام پيشتر به كرمان پيوستند . امير سيور غتمش از
--> ( 1 ) . ذيل حافظ ابرو : امير شهاب الدين پسرش و امير منصور برادرش . ( 2 ) . ايضا : پهلوان زين الدين شباوكى . ( 3 ) . ايضا : « اكثر امراى افغان و احشام حوالى به لشكر كرمان ملحق گشتند . »