كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
566
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )
كه جامع حسب و نسب باشد در آذربايجان و عراق مثل او نبود . نظرى خاص و كرمى تمام داشت . ذكر سلطنت عماد الدّين سلطان احمد در مملكت كرمان سلطان عماد الدين احمد عازم كرمان شده به غايت متفكر بود كه مبادا امير اختيار الدين حسن در كرمان متحصّن شود . بلكه اگر به معارضه پيش آيد سلطان را قوّت مقاومت او نبود و چند كس اغوا و اغراى او « 1 » كردند كه چون ذخاير و خزاين بسيار هست مملكت را نگاه بايد داشت . او سخن بدگويان را ناشنوده انگاشت و از كمال ديانت اقتدا به آيت إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلى أَهْلِها « 2 » فرموده شرايط استقبال به جاى آورد و خزاين و دفاين تسليم نموده منصب وزارت به راى رزين او مفّوض شد . فضولان براى صلاح خود افساد كرده سلطان را بىعنايت ساختند و اختلال تمام به احوال مملكت راه يافت چنانچه شرح آن خواهد آمد . ان شاء اللّه تعالى . احوال مملكت عراق عجم در زمان سلطان زين العابدين سابقا مذكور شد كه شاه نصرة الدين يحيى به استدعاى اصفهانيان بىاعمال تيغ و سنان در آن ملك متمكّن شد و با خود گفت كه سلطان زين العابدين نوجوان و عيش دوست است . پرواى دارايى مملكت و اركان دولت نخواهد كرد . مكاتيب به امراى فارس نوشته با لشكر يزد و اصفهان عازم شيراز شد . امراى شاه شجاع كه در اصفهان بودند ، چون امير علاء الدين فرج و اميرزاده عبد الكريم و غيرهما ، بنابر بخل شاه يحيى و سخاوت سلطان زين العابدين و ملاحظهء حق نمك پادشاه مرحوم ، از معسكر شاه يحيى جدا شده به راه لرستان عازم فارس
--> ( 1 ) . يعنى اختيار الدين حسن . ( 2 ) . النساء 58 .