كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى

563

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )

الدّارين عليه . همواره به توفيق نشر مبّرات از حضرت واهب العطيّات موفّق باد و حق سبحانه و تعالى بر عمر باقيش بركت كناد بمحمد و آله الطاهرين الطيّبين . » و نام خود چنين نوشته كه : « مخلص‌ترين دولت خواه وفادار اميدوار شاه شجاع . » « 1 » و به جانب سلطان احمد بغداد اين مكتوب در قلم آورده فرستاد : « زندگانى فرزند « 2 » سلطان اعظم ، شهسوار عرصهء فتح و فيروزى ، معين الدّنيا و الدّين سلطان احمد خلد اللّه ملكه و سلطانه در مراضى حق سبحانه و تعالى بسيار سال پاينده باد . معلوم فرموده باشد و بفرمايد كه در اين مدت كه حوالهء اين امر بزرگ بدين ضعيف رفته بود به چه نوع معاش كرده و به حالتى كه آدمىزاد را از آن چاره‌اى نيست رسيديم و بىحسرت مىرويم . سفارش فرزندان به آن جناب مىرود تا چنانچه از حسن اخلاص شهريارى سزد ايشان را مخصوص خود دانسته سخن اعدا و حسّاد كه سالهاست تا چنين روزى را منتظرند در حقّ ايشان نشنود و رعايت و مراقبت بفرمايد چنان‌كه در ايران و توران پسنديده باشد . اخلاص و دولت‌خواهى را چون ضمير پاك واقف است مكّرر نمىكند . مصرع بگذاشتيم تا كرم او چه مىكند المحتاج الى اللّه شاه شجاع . » بعد از آن مصالح تكفين و تجهيز به طريق اهل صلاح معين فرمود و لباس احرام سفر آخرت از كرباس مقرّر كرد و نجّاران در حضور او صندوق آرامگاه مرتّب داشتند و يكى از علماى متّقى را براى غسل ذات شريف تعيين نمود و فرمود كه امير اختيار الدين حسن قورچى را از كرمان طلب دارند تا صندوق آرامگاه را به مدينهء

--> ( 1 ) . اين نامه با تغييرات مختصر در كتب مختلف آمده است . براى اطلاع بر نسخه بدلها رجوع شود به تاريخ محمود كتبى تصحيح نگارنده . ص 108 - 104 ( 2 ) . تاريخ كتبى : « و ده حافظ را هريكى انعامى كرامند بفرمود تا ملازم باشند و هرروز يك ختم كلام اللّه كنند . » ص 102