كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
551
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )
ايكو تيمور و جمعى دلاوران زخمدار شده پسر مباركشاه برداليغى « 1 » به قتل آمد . آق تيمور بهادر كه آن حضرت او را ملازم ركاب همايون بازداشته بود كه مبادا از غايت دليرى آسيبى به دو رسد ، در اين حالت از غايت غيرت آب در ديده آورده رخصت جنگ طلبيد . صاحبقران ظفر قرين رخصت نفرموده آتش محاربه به نوعى برافروخت كه بسيارى از قشونها چون طاقت مقاومت نداشتند جاى خود را خالى گذاشتند مگر رمضان خواجه كه چون كوه پابرجا ثبات قدم نمود و عيد خواجه كه در زير سنگى كمين كرده و يكى از بهادران مخالفان را موى گرفته بر زمين زد و سرش جدا كرده پيش حضرت آورد و با وجود صغر سنّ بهادرى چنان نمود و آن حضرت دربارهء او احسان و تحسين فرمود و عاقبت دلاوران لشكر منصور قلعهء ايشان را به غلبه و زور مسخر ساخته و مردم آن را بر قشونها بخش كرده همه را به ياسا « 2 » رسانيدند و از آنجا « 3 » لشكر ظفر شعار عازم قندهار شد و پيشتر امير جهانشاه از قتلان نامزد آن طرف شده بود و مبشّر و اسكندر شيخى به مدد او رفته بودند . به اتفّاق جنگ انداخته مسخّر ساختند و سردار قندهار را پيش آن حضرت آوردند و به شآمت كردار خود بر سر دار رفت و حضرت صاحبقران امير جهانشاه و امرا و بهادران را به انعام شامل و اكرام كامل مخصوص فرمود و آن زمستان يراق قشلاق در آن مملكت موافق نمود و بهار ، به مدت چهارده دور كرهء ليل و نهار ، سلطان فلك اقتدار ، از قندهار به ماوراء النّهر فرمود و در سمرقند نزول فرمود . احوال عراق و آذربايجان شاه شجاع اواخر رمضان در شوشتر بود . امير صائب تدبير اختيار الدين حسن قورچى كه حاكم كرمان بود قاصدى همعنان باد به حضرت پادشاه فرستاد و عرضه
--> ( 1 ) . ظف : « نيكپى شاه پسر مبارك شاه . » ص 273 ( 2 ) . س : ياساق . ( 3 ) . ك ، س : اعلام لشكر .