كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى

552

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )

داشت كه حضرت صاحب‌قران به اندك زمان مملكت سيستان را مسخّر ساخت . هرچند در مقام محبّت است ، امّا امكان دارد كه قصد كرمان كند . دفع آن به راى رزين و فكر دوربين پادشاه مفوّض است . پادشاه اين جواب به خطّ شريف به كرمان فرستاد : « امير اختيار الدين حسن قلق و اضطرابى كه در باب محاصرهء سيستان نموده بىتكلف معلوم داند كه ملك اسلام قطب الدين بادى اين معنى شده و ايلچيان را اذيّت رسانيده اگر انتقامى پذيرد جزاى عمل او باشد و الّا نويين اعظم ، خسرو مرزتوران ، قطب الحق و الدّين امير تيمور گوركان نگذارد و نخواهد كه لشكريان او متعرّض ممالك دوستان و مخلصان شوند و اگر گذارد مع هذا تأييد كردگار و دل استوار و بازوى كامكار و تيغ آبدار و لشكر جرّار نيزه گذار در كار است . مصرع بسم اللّه اگر حريف مائى نظم گر از يك نيمه جمع آيد سپاه مشرق و مغرب * ز ديگر نيمه بس باشد تن تنهاى درويشان » چون اين جواب صلح‌آميز پرعتاب به كرمان رسيد ، حضرت صاحب‌قران فتح سيستان نموده عازم قندهار شده بود چنان‌كه سبق ذكر يافت . و در اين سال ، سلطان احمد از بغداد عازم تبريز شده و عادل آقا پيش آمده در حوالى مراغه به هم رسيدند و مقابله و مقاتله كرده از طرفين مردان كار و مبارزان نامدار كشته شدند و هردو لشكر از يكديگر گريختند . سلطان به مراغه رفت و آقا به سلطانيه . و باز غلبهء بسيار پيش سلطان جمع آمده و عازم تبريز شده در اوجان نزول