كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
99
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )
و اين حال ششم شوال بود . خزاين و دفاين او تارج شده به دست اوباش افتاد . درويشى را كه بامداد نان شام نبود ، از مال دمشق به شام صاحب تومان گشت . نظم مخرام و مشو غره به افعال زمانه * زيرا كه نشد وقف تو اين گنبد خضرا فلك هرچه دهد ستاند . نظم دادهء خود سپهر بستاند * نقش اللّه جاودان ماند ذكر فرستادن سلطان پيش امرا كه در خراسان بودند جهت دفع امير چوپان سلطان بعد از قضيهء دمشق با امرا مشورت فرموده گفت اين كار بازيچه نيست . هرگاه چوپان وقوف يابد در مقام انتقام خواهد آمد . امرا عرضه داشتند كه مصلحت آن است كه سلطان فرمان روان فرمايد به امراى خراسان چون امير اكرنج و امير محمود ايسن قتلغ و امير نيكروز و غيرهم كه دمشق به سبب حركات ناشايست به ياساق رسيد . شما نيز به هر طريق كه توانيد دفع چوپان كنيد و لشكرى جهت دفع تيمورتاش و محمود نامزد كردهايم . مقرر آن است كه هركه را از چوپانيان يابند به قتل رسانند تا بعد از اين بندگان با پادشاهان گستاخى نكنند و بدين مهم مردى دانسته معين شده متوجه خراسان گشت و امراى اطراف چون امير سوتاى و امير دولتشاه و امير على پادشاه خبر قتل دمشق شنيده از سرحدها با سپاه فراوان بر درگاه پادشاه جمع آمدند .