كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
100
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )
سلطان ، از سلطانيه به جانب قزوين ، به عزم رزم امير چوپان بيرون آمد و در صحراى قزوين چند روز بوده اسباب حرب ترتيب داد . ذكر تفويض وزارت به خواجه غياث الدين محمد بن خواجه رشيد طاب ثراه سلطان خاطر خطير ملتفت آن گردانيد كه وزيرى مستحق منصب وزارت و مشيرى مستأهل مسند صدارت ، كه از عهدهء معضلات ديوانى بيرون تواند آمد ، معين سازد . بعد از تأمل و استبصار ، قرعهء اختيار بر صاحب و صاحبزادهء اعظم ، خواجه غياث الدين محمد بن خواجه رشيد مناسب آمد و پادشاه با امرا مشورت فرمود . مجموع متفق الكلمة و مجتمع الهمة سلطان را در اين اختيار موفق و ملهم دانسته گفتند وزيرى كه ، به عزم ثابت و اقبال مساعد ، اتمام مهام خاص و عام نمايد و مقادير امور و موازين جمهور در نصاب كمال و مصاب استحقاق و استيهال رعايت فرمايد جناب مشاراليه است كه در حسب و نسب بر اقران سابق است و در علوم عقلى و نقلى از ابناء زمان فائق و بر آيين وزارت واقف و به قوانين سيادت « 1 » عارف است . پادشاه فرمود تا پدر او از ديوان من رفته ، من ديگر رونق آن كار نديدهام . او را طلب داشته و از اكابر خراسان خواجه علا الدين محمد را با او شريك ساخت . و فرمود كه در تحقيق محاسبات و تنقيح معاملات لوازم كفايت و مراسم امانت به اقصى الغاية به جاى آورند تا حقيقت قضايا بر راى اعلى واضح باشد و خاطر فياض بر كليات مهمات واقف گردد و هرچه عهدهء كفايت شما از آن قاصر آيد ساعتى التفات همايون بر آن مقصور داريم و صوب صواب را بر طريق استصواب بيرون آريم و فرمود كه از براى من رعايا زور مكنيد و آنچه معهود ديوان باشد پيش كس مگذاريد و چنان
--> ( 1 ) . ك : سياقت