كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
84
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )
ملك غياث الدين ، امير حسين را خدمات شايسته كرد و امير حسين ملك را تربيت و تحسين فرمود و ختم سخن اين سال بر لفظ تحسين مستحسن نمود . وقايع سنهء عشرين و سبعمائه حكايت كشته شدن شهزاده يسور بهادر چون شهزاده يسور از جلگاى هرات به گرمسير رفت و امير حسين در خراسان تمكن يافت ، شهزاده كبك بن دوآ ، در ماوراء النهر ، معلوم كرد كه يسور از مدد لشكر خراسان و جانب ابو سعيد مأيوس است ، چند شهزاده را از مملكت جغتاى چون ايلچيگداى و رستم و منگلى خواجه و فولاد با چهل هزار مرد مقرر فرمود كه به عزم رزم شهزاده يسور متوجه گردند و كس پيش امير حسين فرستاد كه ما به قصد يسور لشكر فرستاديم . او نيز بايد كه لشكر خراسان و سرداران روان سازد . امير حسين ارداى غازان و القنجى و بكتيمور را با بيست هزار مرد تعيين نمود كه به قندهار روند و به ملك غياث الدين نوشت كه با سپاه همراه امرا متوجه شود و همچنين به حكام سيستان و از اطراف و اكناف ولايات چهل هزار سوار و پياده قاصد شهزاده يسور گشتند و تا موضع خرسنگ رفته از شهزادگان جغتاى قاصد رسيد كه ما شهزاده يسور را به قتل آورديم . و بيان اين سخن آن است كه چون شهزادگان مذكور به ده فرسنگى لشكرگاه شهزاده يسور رسيدند ، منهيان پيش امراى او فرستاده هريك را به وعدهاى فريفتند . امراى او قرار دادند كه در وقت مقابله به طرف خصم روند . شهزاده يسور از اين غافل ، چون خبر لشكر شهزاده كبك شنيد ، او كلكا و انعام بىحد به لشكريان داد و صفها راست كرده برابر رفت و هنگام محاربه اكثر سپاه او ناجوانمردى كرده به جانب خصم رفتند .