كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى

82

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )

جواب مطلق اين است كه من اين جماعت را به حكم سلطان گرفته‌ام . بىاجازت او نخواهم داد . اگر امسال غله اين ولايت خورانند حق تعالى در رزق بر بندگان نبسته است وَ يَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لا يَحْتَسِبُ « 1 » . فردا كه لشكرهاى عراق و خراسان دررسد و ايشان خائب و خاسر بازگردند ، تمامت خواتين و اطفال و مواشى ايشان را به سيستان فرستم تا به ثمن عدل فروشند و غله به هرات آورند . چون جواب به بكتوت رسيد در غضب شده گفت با اين غورى به غير از جنگ هيچ تدبير نيست . روز ديگر مباركشاه بوجاى با سه هزار سوار بر سر پل ريگينه « 2 » آمد و سلطان با سه هزار ديگر بر سر پل در قراه « 3 » و بكتوت و باقى عساكر از طرف دروازهء برامان و دروازهء عراق تا سر پل انجيل ، « 4 » از يمين و يسار حمله آوردند . ملك غياث الدين نيز از هر طرف جمعى به مقابل ايشان فرستاد و در آن روز از طرفين جنگهاى سخت كردند و سلطان [ از سر پل در قراه « 5 » يك تير پرتاب پيش آمد و اسب او تير خورده خواست كه بر اسب ديگر نشيند ] ، « 6 » تازيكان حمله كرده مردم او را راندند و بيم بود كه گرفتار شود . خود را در آب انداخت . يكى تيرى بر كتف او زد و او زرهى در زير خفتان پوشيده بود . تير از خفتان و زره گذشته سه انگشت در كتف او نشست . سپاه او حمله كرده به سعى تمام او را از آب بيرون آوردند . همچنين از همه طرف تا نماز پيشين حرب بود . بكتوت دانست كه جنگ صرفه ندارد . روز ديگر فرمود كه اولا آب از جويها

--> ( 1 ) . سورة الطلاق 3 ( 2 ) . س : رمكنه - ذيل جامع التواريخ : زنكنه - ك : رمكينه ( ص 109 ) - در جغرافياى حافظ ابرو ( قسمت هرات از انتشارات بنياد فرهنگ ) چنين نامى نيافتم . ( 3 ) . چنين است در نسخ ف ، س - شايد همان باشد كه در جغرافياى حافظ ابرو : « در قرا » آمده ( ص 19 ) . در ذيل جامع التواريخ نيز « در قرا » ذكر شده و آن دهى است از بلوك آلنجان هرات . ( 4 ) . انجيل يكى از بلوك هرات است ( جغرافياى حافظ ابرو ص 18 ) ( 5 ) . ف : در سر پل از قراه ( 6 ) . ك : ندارد