كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى

78

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )

اضافهء نام سلطان كردند و فرمان به اين عنوان كه السلطان العادل ابو سعيد بهادر خان نوشته فتح‌نامه‌ها به اطراف فرستادند و آن زمستان قشلاق در قراباغ اتفاق افتاد . و هم در آن سال امير حسين ياغيان را از خراسان بيرون كرد چنانچه مشروح مىشود . ذكر رفتن امير حسين [ بن امير آق بوقا بن امير ايلكان ] « 1 » به جانب خراسان و وقايع كه در آن مملكت واقع شد در آن ايام كه شهزاده يسور به مازندران رسيد - چنان‌كه ذكر آن گذشت - سلطان امير حسين را به دفع آن حادثه فرستاد . امير حسين به رى آمده آگاهى يافت كه مخالف غلبهء تمام دارد . توقف نموده كسى پيش سلطان فرستاد و مدد طلبيد . سلطان از قراباغ جمعى به مدد او فرستاد و امير حسين به مدد مستظهر شده متوجه مازندران گشت . شهزاده يسور خبر يافته و العود احمد خوانده در قلب زمستان از مازندران بيرون رفت . امير حسين به سرعت تمام در عقب مخالفان روان شد چنانچه قراول به چغداول « 2 » مىرسيد و يسوريان در هريورت چهارپايان و اوانى مس و روى و چينى مىگداشتند . شهزاده يسور به نيشابور رسيده دو هزار مرد تعيين كرد كه مال سنگين گرفته به خزانه رسانند و خود به جانب مشهد مقدس رفت و مردم او خلايق نيشابور را در شكنجه كشيدند . رعايا چند روز مهلت مىخواستند و ايشان نمىدادند و آن روز در اين گفت و شنيد به شب رسيد و رعايا ترسان و هراسان ، ناگاه نيم‌شب خبر آمد كه لشكر امير

--> ( 1 ) . قسمت بين دو قلاب در نسخه س ، ك نيست و در نسخه ف نيز به خطى ديگر بين السطورى اضافه شده ( 2 ) . قراول به معناى پيشاهنگ و طليعه و مقدمة الجيش و چغداول به معناى عقب‌دار و موخرة الجيش است و معناى عبارت آن است كه جلوداران سپاه امير حسين به عقبداران لشكر يسور مىرسيدند . در ذيل جامع التواريخ آمده : « در منزلى كه يساوريان كوچ مىكردند سپاه امير حسين فرود مىآمدند . » ص 104