كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى

79

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )

حسين به دو فرسنگى « 1 » آمد . هزيمتى در يسوريان افتاده اكثر خيمه و ديگبرك گذاشته گريختند و نشابوريان خلاص يافته روز ديگر لشكر امير حسين رسيد و چون شهزاده يسور به مشهد آمد ، نقيب آن‌جا امير بدر الدين ساورى مختصر پيش برد . شهزاده يسور از پس و پيش اخبار ناخوش شنيده بود . از قفا خبر امير حسين و از پيش خبر ملك غياث الدين كه لشكر به باد غيس فرستاده و خانه‌هاى امرا را غارت كرده و زن و فرزند ايشان به هرات اسير برده . و شرح اين سخن آن است كه در آن وقت كه شهزاده يسور از حوالى هرات گذشت ، در خراسان خرابى بسيار كرد و ملك غياث الدين ايلچى پيش سلطان فرستاد و امير چوپان مربى ملك بود . قاصد او را گذرانيده عرضه داشت او را به سمع اعلى رسانيد و عنايت‌نامه و تشريف فرستاده پيغام داد كه امير حسين با سپاهى بىحد نامزد آن طرف شده . ملك بايد كه از يسوريان هيچ انديشه نكند و از خيل خانه‌ها جمعى كه با سلطان ياغىاند چندان‌كه تواند به قتل آورده نهب و تاراج دريغ ندارد . چون يرليغ و تشريف سلطان و احكام و خلعت امير چوپان به ملك رسيد ، آنچه امكان بود با خيل - خانه‌هاى يسورى كه در باد غيس بود به جاى آورد . در آن روز كه سادات مشهد پيش آمدند شهزاده يسور در غضب بود . سادات عظام سلام كردند سر بالا نكرد و جواب نداد . از نماز پيشين تا نماز ديگر « 2 » سادات بر پاى ايستاده بودند و هيچ‌كس را مجال سخن نبود . آخر سربرآورده اين مقدار گفت كه لشكر را طغار مىبايد و از براى مطبخ گوسفند فربه . امير بدر الدين نقيب گفت منت داريم . محصلان بايد تا به زودى ساخته شود . سيصد كس را جهت تحصيل مقرر

--> ( 1 ) . س : ده فرسنگى ، ذيل جامع التواريخ : « از جغداولى كه شهزاده يساور مقرر گردانيده بود خبر بديشان رسيد كه لشكر امير حسين به دو فرسنگى شما رسيده است » ص 105 ( 2 ) . نماز ديگر به معناى نماز عصر است