كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
66
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )
در كنار آب چون خط مستقيم بر طول فرود آيند تا در نظر ياغى بسيار نمايند و ياغى در آن طرف آب با لشكر نامعدود فرود آمده بود و هر ولايت كه در آن جانب بود به غارت و تاراج رفته . امير چوپان در بيلقان چون دانست كه پادشاه اوزبك در برابر سلطان نشسته ، فسخ عزيمت خراسان نمود و مهم اوزبك اهم دانسته به دفع آن اهتمام فرمود و با دو تومان « 1 » سوار چون برق خاطف عازم كنار آب شده به اردوى همايون پيوست . لشكر اوزبك مجال توقف نمانده به طرف دربند بازگشتند و امير چوپان متعاقب هزيمتيان از آب گذشته جمعى را كشته و بعضى را بسته به درگاه پادشاه آورد و شكستى تمام به سپاه اوزبك راه يافته و جاه و مرتبهء امير چوپان به صد درجه ازدياد پذيرفت و امرايى كه به سرحد رفته و با ياغى جنگ نكرده بازگشته بودند بعضى را عزل كرد و گروهى را به ياساق رسانيد و جمعى امراى معتبر را چوب يا ساق زد و از اين جهت آن امرا ياغى شدند و فتنهها پيدا شد چنانچه شرح آن از مساعدت وقت مأمول است . ان شاء اللّه وحده ذكر بعضى وقايع كه در خراسان حادث شد شهزاده يسور در ممالك خراسان خرابى بسيار كرد و سبب آن بيعت و متابعت امير بكتوت بود كه او شهزاده را بر گرفتن امراى خراسان و مخالفت سلطان دلالت نمود و راه او پيش شهزاده روزبهروز زيادت مىشد . چنانچه شهزاده و امرا ، بىتدبير او در كليات مهمات مدخل نمىكردند . امرا به قصد او يكدل شده و قاصدى پيش ملك غياث الدين به هرات فرستاده اين سر با او در ميان نهادند . ملك سردارى با صد مرد مسلح روان كرد و فرمود كه هرچه امرا فرمايند بدان قيام نمايند . امرا فرصت جسته نيم شبى بر خيل خانهء بكتوت زدند و بكتوت با پنج تن از اولاد و خواتين بيرون رفت و همه شب به تعجيل رانده آن هنگام كه بلغ الليل غايته و رفع الفجر رايته به درگاه شهزاده يسور رسيد ، هم از گرد راه كلاه بر زمين زد و صورت حال عرضه داشت . شهزاده يسور بنفسه
--> ( 1 ) . تومان به معناى ده هزار است