كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
67
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )
سوار گشته پسر خود [ شهزاده ] « 1 » جوكى را با بكتوت و چند امير معتبر و هفت هزار سوار به اسم مقدمهء سپاه فرستاد و فرمود كه تا مخالفان را به دست نيارند بازنگردند . شهزاده جوكى در حوالى سرخس به مخالفان رسيده جنگ كردند و شهزاده جوكى غالب آمده ياغى گريخت و خرگاه خاص و خواتين و پرستاران ايشان را گرفتند و بعضى از حواشى و مواشى بكتوت را كه به غارت مىبردند بازستانيده مراجعت نمودند و شهزاده يسور بكتوت را تشريف عنايت كرده سلاح نبرد و خيمه و خرگاه ارزانى داشت و هزار مرد نامدار در فرمان او كرده در باد غيس مقام داد و خود به جانب گرمسير كه اردوى او بود معاودت نمود و اين حالات وقتى بود كه امير ايسن قتلغ از پيش سلطان ابو سعيد به امارت خراسان آمده بود . بكتوت پيش ايسن قتلغ رفت و اكثر امراى خراسان برآن بودند كه بكتوت را خواهد گرفت . چه مادهء فتنهء خراسان او بود . ايسن قتلغ بر خلاف گمان امراى خراسان بكتوت را ترتيب فرمود و آل تمغا « 2 » نوشت كه حكم پادشاه و آل تمغاى امير بزرگ چوپان آن است كه تمام امرا پيش بكتوت روند و از فرمودهء او عدول نجويند و با خلعتهاى گرانمايه بكتوت را اجازت مراجعت داد و از اين صورت جمعى را گمان شد كه امير ايسن قتلغ با شهزاده يسور اتفاق دارد و امير بكتوت احوال خراسان جزوى و كلى شهزاده يسور را اعلام مىنمود . و هم در اين سال ، شهزاده يسور ، از گرمسير به جانب سيستان ، حركت فرمود و مكتوبى به والى آنجا ملك نصير الدين مشتمل بر وعده و وعيد و تخويف و تهديد نوشت . ملك نصير الدين از مطالعهء آن انديشهمند شد و در جواب سخنان پسنديده نوشت و ايلچيان او را با تحف و نفايس آن ديار بازگردانيد و خراجگزارى و طاعتدارى التزام نمود و بر آن بود كه بر ارباب يسار و اصحاب استظهار مبلغى
--> ( 1 ) . س ندارد ( 2 ) . آل به معناى سرخ است و آل تمغا مهر بزرگ قرمز مغولان