كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى

61

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )

تاش ابن امير چوپان عزيمت روم « 1 » فرمود و خواجه رشيد الدين پسر مهتر خود خواجه جلال الدين را به ضبط اموال ولايت روم ملازم تيمور تاش تعيين نمود و امير ايسن قتلغ را كه ركن اعظم دولت و معتمد عليه سلطان بود جهت دفع شهزاده يسور و بكتوت كه به وقت واقعهء اولجايتو سلطان ، امير يساول را به قتل آورده بودند ، به خراسان روان فرمود . حكايت قتل امير يساول چون خبر واقعهء سلطان اولجايتو به خراسان رسيد ، شهزاده يسور طمع در ملك خراسان كرد و اين را با بكتوت پسر اولدو نويان در ميان نهاد . او گفت تدبيرى مىبايد انديشيد كه امير يساول را از ميان برداريم و بعد از دفع او ، كسى [ را با ما مجال جدال نباشد ] « 2 » و در خفيه به تدبير كار مشغول شدند . امير يساول ، به اسم آنكه شهزاده يسور را طوى مىكنم ، مالى خطير در خراسان توجيه كرد به قرار آن‌كه به يك هفته به خزانه رسانند و پنجاه هزار دينار بر هرات نوشت و روز عيد اضحى سنهء 716 « 3 » پنجاه سوار به هرات آمدند و به زخم چماق مردم را مجروح ساخته روز ديگر وجه را نقد كردند و در تمام خراسان انواع بيداد كرده رعايا زبان به نفرين او گشادند . شهزاده يسور و بكتوت گفتند طوى يساول مشتمل بر مكر است . پيش از آن‌كه او چاشت دهد او را شام مىيابد خورانيد . امير يساول در خانهء بكتوت بود به عشرت مشغول كه خبر به او رسيد كه جمعى مردم او را گرفتند . « 4 » او به رسم طواف از لشكرگاه بكتوت بيرون آمد و هنوز نيم فرسنگ نرفته بود كه شهزاده يسور تمام جهات يساول را غارت فرمود . امير يساول از هرات چون برق گذشته ، در حدود جام « 4 » ، مباركشاه بوجايى با پنجاه سوار به او رسيد و

--> ( 1 ) . منظور آسياى صغير ، كشور تركيهء امروزى است ( 2 ) . س ، ك : [ با ما مجال جدال ندارد . ] ( 3 ) . رقم در نسخهء س نيست ( 4 ) . س : شام