كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى

62

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )

با يساول سى سوار بود . محاربت كردند . فغان مظلومان خراسان كار كرده يساول به قتل آمد و شهزاده يسور تمكن يافت و بعد از اين قضايا « 1 » امير ايسن قتلع به خراسان رسيد و امير بكتوت از جانب شهزاده يسور پيش او رفت و چنان نمود كه يساول قصد شهزاده يسور كرد و به آن سبب كشته شد و عهدنامهء شهزاده يسور پيش سلطان ابو سعيد خان فرستادند و از آن طرف نيز معاهدت رفت . « 2 » حكايت مخالفت وزرا و شهادت خواجه رشيد الدين « 3 » طاب ثراه ميان وزرا ، خواجه رشيد الدين و خواجه تاج الدين عليشاه ، از زمان سلطان اولجايتو باز ، منازعت قايم بود و خواجه رشيد با امير چوپان هميشه در مقام دوستى . در اين ايام كه سلطان ابو سعيد پادشاه شد و پسر خواجه رشيد ، شمس الدين عبد اللطيف ، ملازم شهزاده به خراسان رفته بود و منظور نظر پادشاه آمد ، خواجه عليشاه از اين معنى مستشعر شد . در تدبير آن بود كه بر خواجه رشيد تخطئه پيدا كند و ميسر نمىشد و مواد نزاع ازدياد مىيافت و اصحاب ديوان در زحمت بودند . چه پيش هر كدام تردد مىكردند ديگرى مىرنجيد . جمعى خواجه رشيد را گفتند كه با خواجه عليشاه تلاش مىكنيم . رخصت نداد و گفت من او را گويم تا رضاى شما جويد . « 4 » عمال گفتند ما را از خواجه رشيد كارى نمىگشايد و با خواجه عليشاه متفق شدند و قصد رشيد كردند و خواجه عليشاه نواب امرا را رشوتها داد و مزاج همه را بر خواجه

--> ( 1 ) . ف : قضا ( 2 ) . در خصوص اين عهدنامه‌ها رجوع شود به ذيل جامع التواريخ صفحات 80 تا 84 ( 3 ) . ف : خواجه رشيد ( 4 ) . ذيل جامع التواريخ رشيدى : « گفتند اگر شما را رخصت مىدهند تا با خواجه عليشاه تلاش كنيم و تصرفات و خيانت او را روشن گردانيم . خواجه رشيد پس از تأمل بسيار در جواب گفت كه مردى بزرگ است . قصد او نشايد كرد . من او را نصيحت كنم تا رضاى شما بجويد . . . » به تصحيح دكتر خانبابا بيانى ص 77