كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
60
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )
نظم بساط از در و گوهر شد بدانسان * كه گفتى مهر و مه گشتند رخشان و آنچه مناسب جلوس همايون و جشن ميمون باشد از شاهزادگان كه بر جانب يمين چون پروين بر گوشهء سپهر برين جوزاآسا كمربسته ايستاده و خواتين در كمال حسن و تزيين بر طرف شمال نشسته بودند و عظماء امرا در مقام عبوديت چشم و گوش بر مرصد و مورد فرمان نهاده و بيرون بارگاه اصناف لشكر صفصف چندانكه مدّ بصر باشد ايستاده و انواع اسلحه كه ديده از ديدنشان حيران بود مرتب داشته و اسباب عيش و طرب نواى خوشدلى تا ذروهء زهره ساز داده بدينسان سه روز داد از عيش صافى و انصاف از زمانهء جافى ستدند و دادند و شاهزاده اوايل صفر سنهء 717 در قروق سلطانيه بر سرير سلطنت و مستقر دولت نشست و در آن وقت سن مباركش به دوازده رسيده بود و او را علاء الدنيا و الدين سلطان ابو سعيد خان نوشتند . چون بر سرير سلطنت ممكن شد ، بر شيوهء عم و پدر ، رسم عدلگسترى در بندهپرورى آغاز نهاد . اول حكم يرليغ در اطراف و اكناف ممالك روان گردانيد كه احكام سلطان « 1 » برقرار است . بايد كه جمهور خلايق مطمئن باشند و حكام طريق عدل مسلوك دارند و زمام امور مملكت در كف كفايت « 2 » امير چوپان نهاد و خواجه رشيد الدين و خواجه عليشاه را برقرار وزارت داد و امير چوپان در امارت ملك ايران به غايت تمكن يافت و چون پادشاه در حداثت سن بود و با امور مملكت نمىپرداخت ، امير چوپان حل و عقد امور ممالك را مخصوص جانب خود ساخت . امير ايرنجين را امارت ديار بكر داد و امير سوتاى را به جانب ارامنه و اخلاط فرستاد و اميرزاده تيمور
--> ( 1 ) . ف : سلاطين - اما در حاشيه به عنوان تصحيح نوشته ، سلطان ( 2 ) . ايضا : كافى