كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى

59

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )

و رسوم تعزيت به آخر رسانيده و جامه « 1 » ها بدل ساختند و به عيش و طرب اشتغال نموده جهان جوانى از سر گرفت . نظم چنين است رسم سراى سرور * يكى روز ماتم دگر روز سور قسم دوم در جلوس سلطان ابو سعيد خان و وقايع زمان سلطنت او وقايع سنهء سبع عشر و سبعمائه چون شهزاده ابو سعيد ، به طالع سعد از مطلع « 2 » خراسان ، آفتاب مانند بر سمند گردون حركت به مقر ملك رسيد به اتفاق امراى بزرگ جلوس مبارك او را روزى اختيار كردند و اصحاب تنجيم و ارباب ارصاد و تقاويم مصرع سطرلاب سنجان موزون قياس ساعتى كه سعدين از آن سعادت اقتباس كند تعيين نمودند و پادشاه خورشيد طلعت بر فراز تخت سپهر رفعت برآمد . نظم اى چرخ را ز پايهء تخت تو ارتفاع * خورشيد را جواهر تاجت دهد شعاع بساط بارگاه و اطراف خرگاه از نثار درم و دينار به زر و گوهر توانگر شدند

--> ( 1 ) . اين كلمه و كلمات مشابه آن همه‌جا در نسخ به صورت « جامها » آمده ولى ما بدين صورت آورديم تا با كلمات ديگر مثل « جام‌ها » اشتباه نشود . ( 2 ) . ك : مطلع