محمد يار بن عرب قطغان

45

مسخر البلاد ( تاريخ شيبانيان ) ( فارسى )

در ارسال آن تعلل مىنمايد . [ اكنون مقصود ما آن است كه ] « 1 » درويش محمد ترخان كه برادر عينى محمد مزيد ترخان است و اختيارات مهمات كلى و جزئى دستگاه سلطان احمد ميرزا در قبضهء اقتدار اوست ؛ اگر محمد مزيد ترخان [ را به ما عنايت كرده بدهيد ، شايد ] « 2 » در ارسال دختر مذكوره سعى بليغ به ظهور آورد . و محمد خان شيبانى ملتمس سلطان محمود خان را مبذول داشته ، حكم فرموده كه محمد مزيد ترخان را به نواب او سپرند . آخرالامر به جهت استخلاص امير محمد مزيد ترخان اين مهم خير فيصل يافت و مقصود و مدعاى سلطان محمود خان به حصول پيوست . و بعد از روزى چند سلطان محمود خان به وجهى از محمد خان شيبانى روىگردان شده ، با برندوق خان و اولاد جانى بيگ خان عهد موافقت و مصاحبت در ميان آورد و امير ينجى مغول را با تمامى لشكر خويش به برندوق خان و اولاد جانى بيگ خان همراه ساخته ، بر سر محمد خان شيبانى فرستاد . و در اثناى راه برندوق خان چنان مصلحت ديد كه اول‌بار بر سر اترار كه محمد تيمور ولد محمد خان شيبانى در آنجاست رفته ، محاصره نمايند . يمكن كه آن شاهزاده خردسال است از عهدهء قلعه‌دارى نه برآيد و به اسهل وجهى آن قلعه مستخلص گشته ، در تحت تصرف ما درآيد . بر اين ( 29 الف ) قرار از ولايت يسّى بىتوقف عبور كرده به ولايت اترار آمدند و محاصره كرده در ميان گرفتند و مكرر جنگهاى عظيم واقع شد . هرچند در استخلاص آن قلعه اجهاد بيشتر كردند ، حصول آن مرادات كمتر شد . زيرا كه هرچند محمد تيمور سلطان در صغر سن بود ، ( مصرع : ) « 3 » از آن پرهنر كم‌هنر چون بود اما در دفع مخالفان كوشش تمام مىنمود و سعى بليغ به ظهور مىرسانيد . آخرالامر مخالفان تن به عجز درداده ، كس فرستاده از محمد خان شيبانى التماس صلح نمودند . و محمد خان شيبانى نيز با ايشانان مصالحه كرده ، اين جماعه غنيمت دانسته از اطراف اترار برخاسته معاودت فرمودند . اما بعد از چند روز برندوق خان و اولاد جانى بيگ خان و ايتك سلطان « 4 » كه در آلاطاغ متوطن بودند ، به ولايت تركستان تاخت آورده ، ضرر و زحمت

--> ( 1 ) . تكميل از شيبانىنامه ، ص 49 . ( 2 ) . تكميل از شيبانىنامه ، ص 49 . ( 3 ) . س : بيت . ( 4 ) . شيبانىنامه ، ص 50 : « اتيك سلطان » .