محمد يار بن عرب قطغان

44

مسخر البلاد ( تاريخ شيبانيان ) ( فارسى )

وقوع پيوست ، محمد خان شيبانى در اترار بود و به ضبط و نسق قلعه‌دارى قيام مىنمود . و در اين حين بودند كه برندوق خان و اولاد جانى بيگ خان با لشكر بىكران آمده قلعهء اترار را محاصره كرده ، نشستند . و محمد خان شيبانى بنابر قلّت لشكر به ضرورت متحصن گرديد . و چون اين خبر به سمع سلطان محمود خان ( 28 الف ) والى تاشكند رسيد ، على الفور امير ينجى مغول را كه از كبراى امراى مغول بود ، با سه‌هزار مرد مسلح به كمك محمد خان شيبانى از تاشكند روان گردانيد . و چون امير ينجى به آن لشكر به اترار درآمده به موكب همايون پيوست ، برندوق خان و اولاد جانى بيگ خان به ضرورت از در صلح درآمده ، رسول فرستادند ، طلب صلح نمودند 61 . و محمد خان شيبانى نيز قبول نموده ، اساس صلح را به ايمان غلاظ محكم گردانيدند . مقرر برآنكه اتفاق كرده امير محمد مزيد ترخان را بگيرند . و محمد مزيد ترخان از اين واقعه وقوع يافته همان شب فرار نمود و برندوق خان نيز متوهم شده معاودت فرمود . و محمد خان شيبانى ، امير ينجى مغول را به انعامات و الطاف بىكران نواخته ، رخصت داد . و مقارن اين حال ، خاقان ستوده خصال به عزم رزم محمد مزيد ترخان لواى عزيمت به صوب يسّى برافراخت . و محمد مزيد ترخان چون از قلّت لشكر خانى كه زياده از دويست كس نبودند آگاهى يافت ، با دوهزار كس پياده و سوار از قلعه يسّى برآمده ، به استقبال شتافت . بعد از تلاقى فريقين آتش از طرفين اشتعال يافت . پس از محاربهء بسيار و مقاتلهء بىشمار ، محمد مزيد ترخان انهزام يافت و محمود سلطان تعاقب نموده ، او را اسير و دستگير ساخت و اكثر مخالفان را به قتل آورده ، از پا درانداخت . و اگرچه محمد مزيد ترخان به جهت مخالفتى قديمى استحقاق سياست داشت ، اما چون دختر او در حبالهء نكاح محمد خان شيبانى بود ، بنابرآن ، خان گيتىستان از قتل او درگذشته ، به حبس او اشارت داد و قلعه يسّى را فتح نموده قدم بر ايالت آن ولايت نهاد . و چون آوازهء ( 28 ب ) اين خبر به سمع سلطان محمود خان والى تاشكند رسيد ، فى الحال از ولايت تاشكند به جهت تهنيت محمد خان شيبانى در حركت آمده در ولايت اترار ملاقى گرديد . و بعد از اداى جشن و سور ، سلطان محمود خان تصوير رأى مشكل‌گشاى محمد خان شيبانى گردانيده ، گفت مدّت مديد است كه سلطان احمد ميرزا دختر خود را نامزد ما كرده ، چند نوبت به طلب او كس فرستاديم ،