محمد يار بن عرب قطغان

20

مسخر البلاد ( تاريخ شيبانيان ) ( فارسى )

محمد خان شيبانى را برده بر تخت نشاند و خود كمر خدمت ملازمت آن حضرت بر ميان بندد . بنابرآن ، ايلچى فرستاده اظهار اطاعت و انقياد نموده ، از ما فى ضمير خود نيز اعلام فرمود . محمد خان شيبانى ملتمس او را مبذول داشته ، علم عزيمت به جانب منغيت برافراشت و در منزل موسى ميرزا رحل اقامت انداخت . در اين اثنا استماع افتاد كه برندوق خان و برادر او قاسم سلطان با پنجاه هزار سوار جرّار به قصد تسخير دشت قبچاق بررسيد . موسى ميرزا از استماع اين خبر به غايت مضطرب شده به محمد خان شيبانى معروض داشت كه خصم به غايت قوى است و قوت مدافعه نداريم و محمد خان شيبانى فرموده : ( بيت : ) اگر تيغ عالم بجنبد ز جاى * نبرّد رگى تا نخواهد خداى 26 بنابرآن موسى ميرزا بر محاربه و مقاتلهء اعداى دين نهاده ، لشكر منغيت را آماده ساخته و محمد خان شيبانى با سيصد نفر از ملازمان كه در آن ولا در موكب همايون او مجتمع بودند ، به جانب مخالفان شتافت و از طرفين ميمنه و ميسره و قلب و جناح لشكر آراسته ، از جانبين آتش قتال اشتعال يافت و بعد از محاربهء بسيار و مقاتلهء بىشمار نسيم فتح و نصرت بر پرچم و علم محمد خان شيبانى وزيد و برندوق خان با توابع و لواحق منهزم گرديد و خوارزمى بيگ برادر موسى ميرزا در عقيب برندوق خان توسن برانگيخت كه او را گرفته معاودت نمايد . چون اندكى راه از عقيب برندوق خان رفت ، برندوق خان عنان برگردانيد و تير در كمان ( 19 ب ) پيوسته خود را به خوارزمى بيگ رساند و تير را گشاد داده ، آن تير بر سينهء خوارزمى بيگ رسيد و همان ساعت شربت شهادت از جام اجل دركشيد . اما محمد خان شيبانى و برادرش محمود سلطان با جمع كثير تعاقب نموده تمام اموال و جهات ايشان را با ايل و الوس گرفته اسير ساختند 27 . ذكر مراجعت محمد خان شيبانى به ولايت سغناق بعد از چند روز كه محمد خان شيبانى و سلطان سلطنت نشان از مجلس سور و صحبت عشرت و سرور فراغت يافتند ، [ موسى ] ميرزا به وعدهء خويش وفا ننمود . زيرا كه امراى