محمد يار بن عرب قطغان

19

مسخر البلاد ( تاريخ شيبانيان ) ( فارسى )

ضيافت‌هاى گوناگون مىپرداخت و بعد از چند روز خاطر عاطر به انصراف صوب بخارا مايل شد و در حفظ و حراست آله به امير عبد العلى ترخان همراه به بخارا معاودت فرمود . مدت دو سال آن شهريار فرخنده خصال ( 18 ب ) به تحصيل علم قرائت اشتغال داشت . اول‌بار در پيش جناب فضايل‌مآب ، حلال المشكلات ، كشّاف معضلات ، مولانا محمد ختايى خوانده رقم منصب استادى بر ناصيهء كمال آن جناب كشيد و مكررا كلام الله مجيد را به خدمت قدوة الحفاظ ، حافظ آيات الله ، الملك الودود ، و جلال الدين محمود 23 گذرانيده و بر دقايق قواعد قرائت به اشارت آن بزرگوار شريعت شعارى اطلاع تمام و وقوف مالاكلام يافت و در آن فرصت اكثر حفاظ بلدهء فاخره بخارا به سعادت صحبت شريف آن حضرت مستسعد مىشدند از آن جمله جناب حافظ حسن بصير كه از حفاظ زمان ، قرّاء اوان به حسن ادا و لطف صدا مستثنى و ممتاز بود از ساير حفاظ و با وجود عدم بصر از مقدمات صرف و نحو علم نظر باخبر بود و از مسايل جميع علوم سيّما ، از علوم غريبه وقوف و استحضار تمام داشت . ( بيت : ) در وقوف از قرائت قرآن * بود حافظ حسن وحيد زمان بود روشن برو دل آگاه * صورت معنى كلام الله و همچنين مقتداى حفاظ زمان پيشواى قرّاء دوران ، قارى كلام الله مجيد ، حافظ حميد ، در مجلس درس آن حضرت لايزال حاضر مىبود . چون شهريار فرخنده خصال مدت دو سال در بلدهء فاخره بخارا متوقف بوده اكتساب فضايل صورى و معنوى نمود ، آنگاه لواى عزيمت به صوب دشت قبچاق برافراخت . « 1 » چون رايات نصرت آيات به قلعهء ارقوق 24 رسيد ، جناب قاضى بيكچك 25 ، اختيار و اعتبار مردم آن قلعه بود ، از سر قدم ساخته به پاى بوس آن حضرت مشرف گرديد و ابواب آن قلعه را گشاده يراق بسيار و اسباب بىشمار پيشكش ( 19 الف ) ساخت و در اندك روز به يمن دولت قاهره ، « 2 » قلعه‌هاى آن نواحى مفتوح شد و آخرين قلعه كه مسخر شد ، قلعهء سغناق بود . و چون وصول موكب همايون به ولايت تركستان به سمع موسى [ ميرزا در ] دشت منغيت رسيد ، به خاطرش افتاد كه

--> ( 1 ) . س : بپرداخت . ( 2 ) . س : در اندك روز دولت به يمن قاهره .