محمد يار بن عرب قطغان

18

مسخر البلاد ( تاريخ شيبانيان ) ( فارسى )

فراوان بيرون آمد ، بنياد جنگ‌وجدال و آهنگ حرب و قتال آغاز كرده و عساكر گردون مآثر با آنكه به نهايت قلّت بود و لشكر مخالفان در غايت كثرت ، هيچ‌گونه تزلزل در اساس توكل راه نداد و در مقابلهء آن گروه باشكوه به مقاتله دست دلاورى برگشاد و دادمردى و مردانگى داد . ( مثنوى : ) صداى دهاده برآمد به عرش * ز سم ستوران بلرزيد فرش خدنگ از كمانها گسستن گرفت * ز قوس قزح برق جستن گرفت آخر الامر چون لشكر مخالفان به غايت بسيار بودند ، از اطراف و جوانب حمله آوردند و معدود چند در خدمت مها امكن در دفع اين جماعه سعىهاى بليغ نمودند . ( مصراع ) : پشّه چو پر شد بزند فيل را « 1 » آخر به ضرورت ، بعضى فرار برقرار « 2 » ترجيح نهاده ، روى از معركهء ميدان برتافتند . اما محمد خان شيبانى ( 18 الف ) با سلاطينى كه همراه بودند چند نوبت خود را بر آن گروه زده ، بسيارى از ايشان را مقتول و مجروح ساخت . اما چون اعدا به غايت بسيار بودند ، عليكه سلطان را در ميان گرفته زخم‌هاى مكرر « 3 » زده به سعادت شهادت رسانيدند . محمد خان شيبانى چون اين واقعهء هايله را مشاهده نموده آيهء كريمهء إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ خوانده ، قطرات اشك بر رخساره رانده به صوب بخارا توجه فرمود . و امير عبد العلى ترخان كه آن زمان به نيابت سلطان احمد ميرزا در مملكت بخارا حكومت داشت ، از وصول موكب همايون مطلع گشته به استقبال آن حضرت شتافت ، به اعزاز تمام در بلدهء بخارا درآورده ، عرضه داشتى نزد سلطان احمد ميرزا به جانب دار السلطنهء سمرقند روان ساخت . و سلطان احمد ميرزا مكتوب محبت اسلوب ارسال داشته ، التماس ملاقات نمود و امير عبد العلى ترخان چون نامهء محبت‌انگيز را به ذروهء عرض رسانيد ، محمد خان شيبانى به ضرورت ملتمس او را مبذول داشته ، عنان عزيمت به صوب سمرقند انعطاف داد . و چون سلطان احمد ميرزا از ورود موكب همايون اطلاع يافت ، مراسم استقبال بجاى آورده از براى آن شهريار كامكار منزل خوب و مسكن مرغوب تعيين ساخت و هر روز ملاقات نموده به

--> ( 1 ) . س : نبرند . نك : امثال و حكم دهخدا ، ج 1 ، ص 509 ( 2 ) . س : قرار بر فرار ( 3 ) . س : در متن « منكر » و در حاشيه « مكرر » آمده است .