محمد يار بن عرب قطغان
17
مسخر البلاد ( تاريخ شيبانيان ) ( فارسى )
بين الجانبين محاربهء عظيم اتفاق افتاد . و بعد از مجادله و مقاتلهء بسيار از ملازمان شاه بداق بهادر در دست محمود « 1 » ( 10 الف ) سلطان اسير شده ، لشكرش رو به هزيمت نهاد . و چون سلاطين نامدار با غنايم بسيار مظفر و كامكار به اردوى نصرت شعار رسيدند ، محمد خان شيبانى به آن اموال فراوان عازم تركستان گرديد . چون رايات نصرت آيات خانى در ممالك تركستان ظاهر شد ، محمد مزيد ترخان كه حاكم آن ولايت بود ، به استقبال شتافت و [ به ] احترام تمام به ممالك تركستان درآورده ، آثار خدمتكارى و لوازم بندگى ظاهر ساخت و هر روز به اصناف ضيافت و انواع مهماندارى پرداخت . در اين اثنا استماع افتاد كه گراى خان با لشكر بىكران جهت تسخير ممالك تركستان عازم اين ديار است . بنابرآن محمد مزيد ترخان به اضطراب تمام نزد محمد خان شيبانى آمده ، معروض داشت كه در اين فرصت گراى خان به تسخير اين ممالك متوجه شده ، مناسب چنان مىنمايد كه روزى چند تا اين بليه مندفع گردد ، مواكب همايون به جانب دار السلطنه سمرقند نهضت نمايد . و محمد خان شيبانى ملتمس او را مبذول داشته ، با مشاورت سلاطين ديگر از تركستان برآمده ، به صوب سمرقند نهضت فرمود . ذكر محاربهء محمد خان شيبانى با ايرانجى خان و شهيد شدن عليكه سلطان بنابر تقدير خالق يزدان چون محمد خان شيبانى بنابر صواب ديد محمد مزيد ترخان روى توجه به صوب بلدهء محفوظه سمرقند آورده ، با سلاطين عظام در حفظ و حراست ملك علام قطع منازل و مراحل مىفرمود . و چون رايات نصرت آيات به ولايت صبران 22 گرفته معاودت نمودند و بسيارى از مخالفان را دستگير كرده به قتل رسانيد . چو بر دشمن فتاد آنجا هزيمت * سپه را آمد اندر كف غنيمت در آن صحرا ز مال بىحد و مر * غنى گشتند ( 10 ب ) محتاجان لشكر [ در اين ايام ] خبر آن رسيد ، ايرانجى خان ولد جانى بيگ خان با لشكر بىكران و سپاه
--> ( 1 ) . س : « محمود » مكرر .