محمد يار بن عرب قطغان

13

مسخر البلاد ( تاريخ شيبانيان ) ( فارسى )

شاهزادگان مخصوص بود ، از جانب ايشان به غايت انديشه‌ناك بود كه مبادا واقعه دست دهد و نازله‌اى حادث گردد كه موجب ضرر ايشان شود . بنابراين به قاسم خان مشورت نموده ، رأى ايشان بدان قرار يافت كه شاهزادگان را به هر صورتى كه باشد از اين قلعه بيرون آورده ، به طرف دگر نهضت نمايند . به قراچين بيگ اشارت شد كه اين قضيه را به عرض محمد خان شيبانى رساند . چون قراچين بهادر صورت اين واقعه را معلوم خاطر محمد خان شيبانى گردانيد ، در زمان به احضار ملازمان خاصه امر فرمود . چهل [ نفر ] از باىريان قديم « 1 » كه پدر به پدراتكه و كوكلتاش آباء كرام و اجداد عظام محمد خان شيبانى بودند ، 19 كمر انقياد و اطاعت بر ميان جان بسته ، به درگاه عالم پناه حاضر شدند . ( بيت : ) همه شيرمردان مردم‌رباى * همه جنگجويان مردآزماى پلنگان غرنده چون نره شير * چو شير غرين روز هيجا دلير نترسيده از پردلى روزگار * يك از ده ، ده از صد و صد از هزار و بعد از استشاره ، رأى عالم‌آراى بر آن قرار گرفت كه با اين چهل نفر كه چون اقبال و دولت در ركاب همايون مجتمع بودند ، از قلعه بيرون آمده ، شبيخون بر لشكر مخالفان زده ، به هر طرف كه خواهند متوجه شوند . اما بعضى اركان دولت طريقهء حزم و احتياط مرعى داشته محمد خان شيبانى را از اين « 2 » ( 8 الف ) كار مانع آمدند . و محمد خان شيبانى از آن عزيمت خوش « 3 » نگرديد و اين بيت بر زبان « 4 » الهام بيان گذرانيد : ( بيت ) : كه دولت عطائىست از كردگار * در آن كثرت خيل نايد به كار ز تقدير آن در جهان هرچه هست * . . . . . « 5 » خدا در ازل هرچه تقدير كرد * به تدبير نتوانش تغيير كرد از آنجا كه وثوقى به عنايت سبحانى داشت ، توكل تمام بر اعانت ملك علام كرده ، قدم در

--> ( 1 ) . حبيب السير ، ج 4 ، ص 273 : « ملازمان قديم » ؛ شيبانىنامه ، ص 13 : « بابريان قديم » . ( 2 ) . س : « از اين » مكرر . ( 3 ) . س : خويش ( 4 ) . س : زمان ( 5 ) . س : مصرع دوم دچار افتادگى است .