محمد يار بن عرب قطغان
410
مسخر البلاد ( تاريخ شيبانيان ) ( فارسى )
سلاطين اوزبك در بلاد تركستان كه سعادت آن حضرت قلعه را فوق بود و هريك از سلاطين با عساكر خاصه و ايل خود در قلعهاى از قلاع تركستان نشسته و تصرف از ملك و پادشاهى بربسته و پاى عزيمت از شياطين به صوب مقاتلهء اعداء شكسته بودند ، ملهم غيب به اعلام لا ريب ، در خاطر شريف استقرار پذيرفت ؛ ملاحظه فرمود كه با وجود آنكه اعمام نامدار و اكابر و سلاطين شيبانى كه به سن و مرتبت سابق و فايقند ، بدين امر اقدام نمىنمايند و ابواب مقاتله به اعدا به دست مجاهده و غزا نمىگشايند . سابق كشتن در اين ميدان متعذر و تفرد نمودن بدين امر عظيم الشأن بىمعاودت اخوان متغير است . ايامى درين تردد و تأمل گذشت و دواعى عالم غيب هر روز بر اقدام به دفع اعدا توجه به جانب غزا متضاعف و متزايد مىگشت . فى الواقع در آن اوقات توجه به جانب ماوراء النهر كه [ ؟ ] به لشكرهاى بىحساب و پادشاهان رفيع شأن بود ، واقعهء عظيم حضرت خان شهيد در آن [ ؟ ] روى نموده كه دشمن [ ؟ ] با شوكت كامل در [ ؟ ] از اندازه مقدرت او به يك [ ؟ ] هيچ يك از سلاطين اين انديشه را در خاطر نمىگذراندند و شاهباز عزم ايشان شكار اين مقصود را از حوصله [ ؟ ] افزون مىديد . حضرت عبيد الله خان از آب سيحون عبور فرمود و عزم زيارت مرقد منور و مشهد مطهر حضرت قطب الاقطاب الواصلين ، سلطان الاولياء [ ؟ ] الخصوص [ ؟ ] الكرامات من الله به قرين سلطان خواجه احمد يسوى - قدس الله سره - فرمودند آن قبه با بركات و آن مورد فيوض و نفحات از روى نيازمندى و افتقار مشرف گشتند و به صحبت اعمام نامدار و ارقاب بااعتبار رسيده ، حقيقت عزيمت ماوراء النهر را با ايشان در ميان نهادند و فرمودند كه هركدام از اعمام و اقارب اين امر را قبول فرمايند و قدم به مجاهده در راه غزاى طاقيه سرخان مىگشايند ، كمر اطاعت بر ميان جان بسته ، در تسليم برزخ پادشاهى به دو سر مىافكنم و در خيل سپاهيان او جهت دفع اعدا شمشير مىزنم . چون قدم در آن راه نهادن ، متضمن انديشه بر باد دادن بود ؛ سلاطين عظام اوزبك باوجود عده و سپاهيان هيچيك راه قبول نمىنمودند و التفاتى به اين سخن نفرمودند بلكه لطيفه اين سخن را تلقى كردند و كذب دانستند و هزل گفتند . باوجود آنكه اعمام كرام كه بس مرتبت مقدم دامانند و اقدام به امثال اين امور سزاوار پيران و اكابرست