محمد يار بن عرب قطغان

5

مسخر البلاد ( تاريخ شيبانيان ) ( فارسى )

مقدمه در بيان شمه‌اى از احوال خاقان بزرگ ابو الخير خان بن دولت شيخ اغلان بن ابراهيم خان كه به دوازده « * » واسطه به خان گيتىستان چنگيز خان مىرسد و و ذكر جلوس شيخ حيدر خان تا زمان شهادت او الحق ، خان بزرگ ابو الخير خان پادشاهى بود ، ذى شوكت ، ( 3 ب ) بهرام صولت ، دين‌پرور ، شريعت‌گستر كه بعد از شهادت خواجه محمود خان « 1 » پادشاهى دشت قبچاق تا حدود تركستان و سغناق 4 بر او مسلم بود و در سن بيست و چهار سالگى ولايت خوارزم به فيروزى دولت و قوت جاه و حشمت از قبضهء تصرف شاهرخ ميرزا 5 بن امير تيمور گوركان استخلاص نموده ، بر اوج تخت خاقانى و سرير جهانبانى تكيه فرمود . القصه ، چون صيت مآثر پادشاهانه و آوازهء مفاخر خسروانهء او به همه‌جا رسيد ، بنابرآن ، اطراف و جوانب به آن عتبهء كعبه مراتب اصحاب حاجات و مآرب روى اميد آوردند . هريك به قدر التماس خويش موصول به حصول امانى و آمال دو جهانى بازگشتندى . از آن جمله ، از اولاد كبار امير تيمور گوركان ، سلطان ابو سعيد ميرزا 6 و برادر او منوچهر ميرزا 7 و محمد جوكى ميرزا 8 و سلطان حسين ميرزا به خدمت آن حضرت آمده ، مانند دولت ، ملازم ركاب همايون او بودند و به يمن و حمايت او به منتهاى تمناى خود دررسيدند . ( نظم : ) نه قطره ماند به دريا نه ذره ماند به دشت * كه از فوايد احسانش بهره‌مند نگشت و آن حضرت را يازده پسر معدلت‌گستر براين‌ترتيب بود : اول : شاه بداغ سلطان ، دوم : خواجه محمد سلطان ، سوم : احمد سلطان ، چهارم : محمد سلطان ، پنجم - شيخ حيدر خان ، ششم : سنجر سلطان ، هفتم : ابراهيم سلطان ، هشتم : كوچكونجى خان ، نهم : سيونچ خواجه خان ، دهم : آق برون سلطان ، يازدهم : سيد بابا سلطان . اما شاه بداغ سلطان كه اسنّ اولادش بود ، در زمان حيات پدر به عالم ديگر انتقال فرمود . و

--> ( * ) . چنان‌كه در قبل توضيح داده شد ، در اين‌باره اختلاف‌نظر است . ( 1 ) . محمد خان .