محمد يار بن عرب قطغان

6

مسخر البلاد ( تاريخ شيبانيان ) ( فارسى )

از آن حضرت دو فرزند نيك‌اختر باقى ماند : اول : محمد خان شيبانى 9 ، دوم : محمود سلطان 10 . مجمل آنكه ، قريب به چهل سال از روى فراغ بال در دشت قبچاق كه بهترين اماكن آفاق است ، فرمان‌فرمايى بالاستحقاق بود . ( 4 الف ) و از رستم تورلاس تا سرحد بلغار در حوزهء تصرف درآورده ، سلطنت مىنمود و ممالك تركستان با جميع توابع و لواحق مسخر ساخته ، بر روى اهالى و موالى و كافهء رعايا و عامهء برايا ابواب عدل و احسان گشود . چون اجل موعود بر وى رسيد ، متوجه عالم آخرت شد . آن زمان شيخ حيدر خان كه ولد پنجم او بود ، به اتفاق اركان دولت و اعيان حضرت قدم بر سرير سلطنت و تخت خانيت و پادشاهيت نهاد و بر متكاء دولت تكيه فرمود . چون دبير صاحب تدبير ديوان ارادت و منشى خير مشيت حضرت ممالك قدير و سلطان بىشبهه و نظير ( بيت : ) پس از فوت شاهنشه تخت‌گير * ابو الخير خان شاه گردون سرير رقم تغيير و تبديل و خط نقل و تحويل بر صفحهء قرار خاطر صغير و كبير و صحيفهء فراغ برايا بركشيد و حصاد تقدير به داس پرهراس قهر و تحذير وَ هُوَ الْقاهِرُ فَوْقَ عِبادِهِ و به محل بارش شديد ، زرع مزرعهء امن و امان سكنه و متوطنان بلاد اهل ايمان را درويدن گرفت . ( نظم : ) جهانبان چو ماند از جهان پا برون * پريشانى آمد ز درها برون چو رفت از جهان شاه ابو الخير خان * نديدند از خير مردم نشان بر و بوم پامال آشوب شد * سر سرفرازان لگدكوب شد فراغ دل از ساكنان بلاد * چو عنقا به ملك عدم رو نهاد زن و مرد چون سوگواران دژم * بنفشه‌صفت سر به زانوى غم خلايق به محنت گرفتار شد * پريشانى خلق بسيار شد چه از جمله حكايات خردمندان است كه ملك‌بى سلطان ، سقف بىبنيان است و جسم بىجان .