محمد يار بن عرب قطغان
400
مسخر البلاد ( تاريخ شيبانيان ) ( فارسى )
يادگارى به تاليف خود مسبط ساختيم . و الله اعلم توفيق . هذا قصيده لقايى در جواب رشيد وطواط : برآمد چون شه خاور سحر زين گنبد مينا * علم افراخت بر كهسار به حصر شوكت دنيا كليمآسا يد بيضا نمود از آستين بيرون * ظلام كفر فرعونى عدم گرديد چون عنقا به من گفتا ز هى طالع تو را اى زاد ترشيزى * كه تشريف خديو دهر بر قد تو شد و الا فريدون قدر جم فرمان محمد خان شيبانى * فتد از صيت او هر دم عدو را لرزه بر اعضا عطارد چون به كلك خود نويسد شرح اوراقش * كند قاضى گردون التماس منصب اشيا اگر الماس قهر او به كوه قاف رو دارد * هواى تيغ او از تف بسوزد شهپر عنقا اگر خورشيد بر جوزا نهد پا بىاشاراتش * به زير تيغ ابرويش فشارد پيكر جوزا بيايد يك شب از گردون به بزمش زهره چنگى * زحل مضراب چنگش در گلو سازد كند رسوا نهد تمكين توقيرش سمند چرخ را در زين * كند ايداى از حالش به خاك هفتمين مأوا و گر در چشم نابينا رود گرد سپاه او * عطارد را ببيند روز چون مهر جهانآرا به فال سعد باز آمد مرا از در پرىرويى * كه بر حسنش چو من آشفته و شيدا بود حورا