محمد يار بن عرب قطغان
349
مسخر البلاد ( تاريخ شيبانيان ) ( فارسى )
چون احوال مشهد مقدس و مرقد منور اقدس ، ولايتپناه ، خلافت انتباه ، اسد الله غالب ، على بن ابى طالب - رضى الله عنه - محل نزول عساكر گردونمآثر خجستهفرجام عزم طواف كعبهء امام همام نموده ، طريقهء زيارت بجاى آورد و مراسم ادب طواف به تقديم رسانيد و آثار صدق نيّت و صفاى عقيدت ظاهر گردانيد . و از غايت نياز و خشوع « 1 » دست ( 212 الف ) مسكنت و تضرع برداشته ، عرض حال به حضرت ذو الجلال فرمود . چون خاطر فيضآثار از زيارت مزار فايضالانوار فارغ ساخت ، فقرا و مجاوران بقعهء دلگشا را به نذورات وافره نواخت و از آنجا لواى عزيمت به صوب قندوز برافراخت و روز ديگر يكران صرصراثر جلوه داد . بعد از طى منازل و قطع مراحل به موضع آقسرا كه از مواضع مشهورهء قندوز است ، نزول فرمود و از آنجا شاه سعيدبى قارلوق را به استخلاص كهمرد و غورى ارسال نمود . و روز جمعهء ششم ماه صفر بود كه حوالى قندوز مضرب خيام سپهر انتظام گرديد و طنين طنطنهء جهاندارى از اوج فلك زرنگارى گذشت . و خاقان كامياب به همراهى فرزند و احباب بر توسن صرصر سياست سوار شده مانند خورشيد خاورى از افق چنبرى طلوع نمود و آفتابوار بر گرد اين قلعهء كيوانمدار گرديده ، مدارج و مداخل آن را به نظر احتياط مشاهده فرمود . و جايى كه نزول اجلال بود تعيين ساخت تا فراشان چابك از روى دست خيمه و خرگاه سراپرده و بارگاه تا ذروهء مهر و ماه افراشتند . اما شاهرخ پيش از آنكه ايلچى او از صوب درگاه فلك اشتباه معاودت كند و حال توجهء رايات همايون و اعلام دولت روزافزون معلوم او شود ، شاه عماد كه از سادات معتبر ولايت بدخشان و امير الامراى ايشان بود و حكومت طالقان در قبضهء تصرف داشت ، جهت آنكه ولد خويش را داماد جهانگير كوكه كرده بود هم در طالقان طوى عظيم انگيخته ، شاهرخ ميرزا را با جميع اركان دولت و اعيان ولايت بدخشان طلبيده ، چند روز متعاقب او از نوشانوش به فلك آبنوس ( 212 ب ) مىرساندند ؛ هرچند منهيان او را از توجه عساكر فيروزاثر آگاهى مىدادند به واسطهء انقلاب دولت هيچگونه گوش هوش به حكايت نمىانداخت تا چندانى كه آن حضرت فرستادهء او را از كنار جيحون رخصت داد . اتفاقا شاهرخ ميرزا هم در طوى بود كه ايلچى او آمده ، خبر توجه حضرت اعلى رسانيد و
--> ( 1 ) . س : تخشع .