محمد يار بن عرب قطغان
350
مسخر البلاد ( تاريخ شيبانيان ) ( فارسى )
حكايت او نيز مسموع نيفتاد . بالاخره توجه رايات فتح آيات جزم او شد ، آتش اضطراب در نهاد او افتاد و متزلزل و حيران و متفكر و پريشان آيت بر خود خواند و قورچى بيگ را كه تبع فراوان و خيل و حشم بىكران داشت ، جهت محافظت قندوز و طالقان روان ساخت و هريك از برادران و معتبران كه در آن طوى حاضر بودند ، به تحصين قلاع و بلاد و عقبات كيوان استناد كه در جميع ولايت بدخشان بود ، ارسال نمود و خود بلا توقف رو به گريز نهاد . و قورچى بيگ با اعوان و انصار خويش ايلغار كرده ، خود را به درون قلعه قندوز انداخت و اطراف و جوانب قلعه را تعمير كرده ، بر سر هر كنگره كاردان اصيل گذاشت . و در هرچند قدم كماندارى سختانداز بازمانده بازوى ممانعت برافراشت تا كه موكب همايون با طالع سخت و بخت روزافزون به گرد قلعهء قندوز رسيدند مانند زه پيرهن دور آن قلعه و گرد آن حصار مردافكن صف كشيدند . و آن حصين در غايت محكمى بود . فى الجمله چون مردم از گرد راه رسيده ، از پى تعيين يورت بودند كه شرار كارزار از حضيض معركهء رزم و پيكار ( 213 الف ) بر اوج فلك دوار زبانه كشيده و آتش گيرودار از مركز خاك به ذروهء فلك الافلاك رسيد و از درون گروه انبوه بيرون برآمده به صف قتال رسانيدند و به غلبه و ازدحام تمام بيرونيان را بازگردانيدند . در اين حين اميرزادهاى با عزّ و تمكين ندر قورچى با طايفهاى از جوانان شجاعتپيشه مانند رحيم قلى خواجه سيد اتايى و حاجى ميرزاى قوشچى و باقى جان ميرزاى جلاير متوجه عرصهء كارزار شدند و چون بحر موجزن و شير مردافكن به آن پلنگان عقبه رمى حمله بردند كه بهرام شمشيرگداز بر دست و بازوى اميرزادگان نامدار هزاران هزار آفرين كرد . عاقبت اعدا تاب حملهء دلاوران نياورده ، پشت به هزيمت دادند و عنان ستيز از چنگ و آويز برتافته ، رو به قلعه نهادند و منكوب و مقهور در گوشهها خزيدند و دم دركشيدند . و عساكر فيروزمآثر در صدد فتح آن حصار استوار غايت اهتمام نمودند و جدّ و جهد تمام بجاى آوردند و آنچه غايت شجاعت و نهايت مردانگى و جلادت بود ، اظهار كردند . و پيش از آنكه صورت فتح چهره گشايد ، از پى يكديگر منهيان خجستهاثر معروض رأى انور گردانيدند كه شاهرخ ميرزا چون از صدمهء عساكر فيروزمآثر روى گردان شد با صدهزار نالهوآه روى به راه آورده ، حالا از نواحى كشم معاودت كرده به