محمد يار بن عرب قطغان
346
مسخر البلاد ( تاريخ شيبانيان ) ( فارسى )
تيمور قبق به شرف كرنش مشرف گرديد . و بعد از مراسم كرنش جهت تعزيت والد بزرگوار آن حضرت اين بيت بر زبان گذرانيد : اگر نوروز عالم رفت برباد * گل صد برگ صورى را بقا باد و همچنين همهء ارباب حال و اصحاب عزّت و جلال ، منزل به منزل استقبال كرده ، بىشائبهء قيلوقال مضمون به او رساند كه : بيا كه مهچهء اقبال پادشاه رسيد * نويد مقدم خاقان دينپناه رسيد طنين طنطنهء سوق از سپهر گذشت * غريو كوس بشارت به گوش ماه رسيد تا كه در منتصف ماه شعبان به طالعى كه از او مشترى شود مسعود ، در دار السلطنهء بخارا ( 210 الف ) نزول نمود . و چون به تازگى نيز بر تخت بختيارى و مسند دولت و جهاندارى به ذات خجستهصفات آن حضرت زيب و زينت رونق و طراوت يافت و انوار سعادت از پرتو جبينى مبين بر اطراف آن بلدهء طيبهء تافت ، فرمود كه اقضى القضاة قاضى نور الدين محمد [ كه ] گوسفند بسيار داشت و گاو بىشمار ، بر سر مزار فيض آثار حضرت خواجهء نقشبند برده ، جهت روح پرفتوح والد بزرگوار همايون آن حضرت آش ساخت . و خود روز ديگر با جميع اركان دولت و اعيان حضرت و ساير اكابر و اشراف و علماء ممالك و اطراف ، احرام زيارت حضرت خواجه بزرگوار بسته ، نخست به درگاه ولايتپناه رسيد و آستان ملكآشيان را به اخلاص و نياز بوسيده و اولاد عظام كه مجاور و ملازم آن مقامند ، اعزاز و اكرام و انعام و احترام فرموده ، از آنجا به تربت منور و مرقد معطر والد خجستهاثر خويش توجه نموده ، به ادب تمام و غايت تعظيم و احترام شرايط زيارت بجاى آورده ، جبين مراغبت بر زمين استكانت سود و حلوات « 1 » و صدقات به فقرا و مستحقان رسانيد و به بخشش پادشاهانه ايشان را خوشوقت گردانيد . و از حافظان خوشالحان كه زمزمهء قرآنشان ملك داير فلك را در چرخ و سماع آوردى ، براى ختم هر روزه معين ساخت و تعيين طعام پرتو اثر و مناقب ليالى و ايام محمود خاطر از او بپرداخت و با حصول اصناف سعادت و انواع مرادات كه در اطراف مزارات فايض البركات متصور است ، معاودت نمود و بر مسند خلافت و سرير سلطنت
--> ( 1 ) . س : حلاوت .